Posts Tagged ‘Nostaligia’

آن روزها

Saturday, October 17th, 2009

I Wanna Take You Higher

Googosh_With_Eddie_Barclay
Googoosh with Eddie Barclay

در سال ۱۹۷۱طی‌ عقد قرار داد و دعوت کمپانی فرانسوی بارک لی Barclay Records به پاریس رفتم و دو ترانهٔ فرانسوی به نام‌های Retour De La Ville و J’entends Crier Je T’Aime  را اجرا و از سوی این کمپانی راهی‌ فستیوال میدم کن MIDEM Cannes شدم.

در این جشنواره که به موسیقی‌ اختصاص دارد ، کمپانی‌های ضبط صفحه  و امروزه سی دی  برای معرفی‌ آثار و تولیدات خود و همچنین معرفی‌ خوانندگان حضور پیدا میکنند . در این مراسم من به همراه ارکستر بزرگ به رهبری زنده یاد فرانک پورسل  Franck Pourcel و چهار کریست فرانسوی ترانه‌های نام برده را اجرا کردیم که مورد استقبال فراوان قرار گرفت که البته در نشریات آن‌ زمان ایران به غلط ( سهواً یا عمدا ) مرا برندهٔ جایزه این فستیوال اعلام کردند که متاسفانه هنوز هم به درستی‌ نمی‌‌دانم که چگونه این خبر بدون هماهنگی با من یا حداقل کمی‌ تحقیق و مطالعه درباره این فستیوال که اصولا برنده و جایزه‌ای در بر ندارد ، در برخی‌ از مجلات و مطبوعات به چاپ رسید.

از دیگر خاطرات آن‌ شب برای من آشنایی با دیگر خوانندگان سر شناس و معروف دنیا بود که از آن‌ جمله می‌‌توانم به آوازه خوان مشهور و خوش صدا
تینا ترنر Tina Turner  اشاره کنم که اجرای برنامه میکردند.

Midem_Cannes_Festival_2
MIDEM Cannes

این دوران و همکاری با اهل موسیقی‌ غیر ایرانی‌ مرا بر آن‌ داشت تا به همراه کریست‌های فرانسوی خود به ایران باز گردم . به دلیل علاقهٔ خاصی‌ که به موسیقی‌ Soul
و Blues داشتم در صدد باز خوانی ترانه هایی از این قبیل و دیگر خوانندگان مورد علاقه‌ام همچون  Shirley Bassey  و Aretha Franklin  بر آمدم که این ترانه‌ها را در کاباره باکارا اجرا میکردم.

ترانهٔ  I Wanna Take You Higher  یکی‌ از آنهاست که در اواخر سال ۱۹۷۱ در استودیو ال کوردو بس تهران ضبط شد .گیتار این ترانه را دوست و همکار خوبم مارتیک نازنین می‌‌نوازد که در آن دوران با من همکاری داشت.

Listen Here

[audio:http://www.googoosh.com/blog/audio/I%20wanna%20take%20you%20higher.mp3]
Midem_Cannes_Festival_1
MIDEM Cannes

در ضمن در عکسی‌ که مربوط به فستیوال می‌‌باشد من لباس سفیدی بر تن دارم که این پیراهن زیبا طرحی است از شهبانو فرح پهلوی که توسط خانهٔ ایران پاریس در اختیارم قرار گرفت که طرح ایرانی‌ این لباس معرف و سمبلی‌ بود از پوشش زن ایرانی‌ به منظور شناساندن و ارج نهادن به فرهنگ پارسی‌ در مراسمی که غیر ایرانیان حضور داشتند.

این مطلب هم خاطره‌ای بود از آن‌ روزگار که مایل بودم با شما عزیزانم سهیم باشم.

به امید سربلندی ایرانمان و با آرزوی روز‌هایی‌ سبز و روشن.

توضیح : MIDEM = Marche International du Disque et de l’Edition Musicale این فستیوال در سال ۱۹۶۹ بر پا شد و تا به امروز ادامه دارد و از سال ۲۰۰۵ جوایزی را منظور داشت
Eddie Barclay صاحب کمپانی Barclay Records خوانندگان بزرگی‌ همچون Dalida ، Eddy Mitchell ، Claude Nougaro ، Michel Delpech و بسیاری دیگر را به دنیا معرفی‌ کرد و به شهرت رساند و در سال ۲۰۰۵ از دنیا رفت. یادش گرامی‌ باد

بیتا

Tuesday, April 21st, 2009

اوایل پاییز سال ۱۳۴۹ در تهران فیلم بیتا کلید خورد

دوست و نویسندهٔ خوب و عزیزم گلی‌ ترقی‌ سناریست و قصه پرداز بیتا و زنده یاد هژیر داریوش با توانایی وپشتکارکارگردانی بیتا را بر عهده داشتند و فیلم برداری آن با هوشنگ بهارلوی نازنین بود .
داستان فیلم از زمان خود جلوتر و فیلمی آوانگارد بود . هم قصه و هم بازیگری در این فیلم برایم بسیار جالب و هیجان انگیز بود. بازی درنقش بیتا بعد از کار با زنده یاد جلال مقدم در فیلم سه دیوانه( ۱۳۴۵) و فیلم پنجره (۱۳۴۸) و فیلم طلوع (۱۳۴۸) کاری ازهاملت میناسیان و برادرش به من پیشنهاد شد در فیلم طلوع استاد جمشید مشایخی و دوست بسیارنازنینم سرکار خانم فخری خوروش دوست داشتنی و بلا الوندی ( درنقش دخترپزشک ) هنر نمایی وایفای نقش می کردند …
با دقت سناریوی بیتا را خواندم و اشتیاقم را برای بازی در این فیلم نشان دادم. کار این پروژه با نظم وحرفه ای آغاز شد و بمن آموخت که یک فیلم سینمایی وعواملش چه گونه باید عمل کنند یکی‌ از لوکیشن‌ های این فیلم آپارتمانیست در خیابان محمودیه که در طبقهٔ اول آن گلی‌ ترقی‌ و شوهرش هژیر داریوش سکونت داشتند و در طبقهٔ دوم داریوش مهرجویی عزیز کارگردان صاحب نام سینما زندگی‌ میکرد که صحنه پذیرایی خیالی بیتا از پدرفوت شده اش وعشقش سینا در آپارتمان خالی ( محل سکونت روزنامه نگار) در واقع آپارتمان داریوش مهرجویی بود…..
در این فیلم من افتخار بازیگری در کنار بزرگانی چون عزت الله انتظامی -خانم مهین شهابی وهوشنگ كاووسی عزیز( منتقد نامی سینما) را داشتم کارگردانی خوب و حرفه‌ای هژیر نازنین این امکان را به من داد که بتوانم جایزه سپاس را برای بهترین بازی نقش زن در سال ۱۳۵۱ دریافت کنم .خانم زهره شکوفنده دوبلور نقش بیتا بودند، چون در آن زمان امکان صدا برداری در صحنه نبود. پروانه معصومی اولین نقش سینمایی خود را در این فیلم ایفا کرد. صنا ضیائیان از کارمندان تلویزیون ازسوی هژیربرای نقش روزنامه نگار انتخاب شدکه قبلا”درهیچ فیلمی ایفای نقش نکرده بود و دیگر اینکه صحنهٔ آخر این فیلم در قسمت تدوین و صدا گذاری تغییر یافت ….
قصه اصلی‌ : بیتا در آخر خود را به زیر ماشینی می‌‌اندازد و به زندگی‌ خود پایان میدهد ولی‌ در فیلم بیننده شاهد سرنوشت تلخ بیتا و ادامه زندگی‌ اوست … من قصه اصلی را دوست داشتم

فیلمبرداری بیتا در اوایل زمستان ۱۳۴۹ به پایان رسید و این فیلم تا سال ۱۳۵۱ به دلایلی که از آن بی‌ اطلاع هستم اکران نشد . اکران بیتا موفقیت خوبی‌ به همراه داشت.. با اینکه سال‌ ها از آن روزگار می‌گذرد، خاطرات خوب آن روزها و همکاری در کنار عزیزانم همیشه با من است و دلتنگ یکایک ایشان! یادشان به خیر… و در نهایت بسیار خوشحالم که بیتا مورد پسند و منتخب شما نازنینانم قرار گرفت

سبز و آفتابی باشید و آبی