من تکیه داده ام به دری تاریک
پیشانی فشرده ز دردم را
میسایم از امید بر این در باز
انگشتهای نازک و سردم را
آن داغ ننگ خورده که میخندید بر طعنه های بیهده،من بودم گفتم: که بانگ هستی خود باشم اما دریغ و درد که زن بودم
روز جهانی زن (۱۷ اسفند) را به تمامی زنان ایران که در هر لباس و هر نام و موقعیتی مقام زن را به کمال رساندند و زندگانی را هستی بخشیدند ازصمیم قلب تبریک میگویم و امیدوارم همواره برای دسترسی به حقوق خود و برابری در زمینه های اجتماعی، مدنی، فرهنگی و ورزشی مبارزه کرده و موفق، خوشبخت و سربلند باشند
روز پانزدهم بهمن (۴ فوریه)، از سوی سازمان بهداشت جهانی و آژانس بینالمللی مبارزه با سرطان روز جهانی سرطان نامگذاری شده است. این روز بهانه ای است برای اینکه همه ما بیشتر به زنان، مردان و کودکانی که به این بیماری مبتلا هستند، و به خانواده، دوستان و اطرافیان آنان وهمچنین به پزشکان، روانشناسان، پرستاران ، مدد کاران اجتماعی، و داوطلبان، که به بیماران یاری رسانی و از آنان حمایت میکنند بیاندیشیم .امروز میخواستم از این فرصت و موقیعت خود استفاده کنم تا توجه شما عزیزان را به این روز بسیار مهم و امید بخش جلب کنم و بخواهم که همواره از اصول و ارزش های مددکاری اجتماعی مانند رازداری، همدردی، محبت، حفظ شأن و منزلت انسانها، وعدم قضاوت پیروی کنیم. و به عزیزانی که خود، یا عزیزشان با این بیماری دست و پنجه نرم میکنند می گویم که همیشه امید داشته باشید چرا که سرطان پایان زندگی و غول ترسناك سالهای نه چندان دور نیست و با آموزش و مراجعه در مراحل اولیه بيماری شانس درمان و بهبودی قطعي را می توان افزايش داد، و با حمایت و مددکاری اطرافیان و پزشکان ، و توکل به خدا، می توان این بیماری را شکست داد. و حالا، چرا خورشید؟
مگر بدون گرمای خورشید گلی جوانه میزند؟ مگر خورشید سمبل روشنایی، امید و زندگی نیست؟
از خدای بزرگ می خواهم که سلامتی، آرامش، صبر و امید را همچون طلوع آهسته و آرامش بخش خورشید، بی صدا و آرام بر سرزمین قلب و زندگی همه شما عزیزانم جاری کند، و این متن را با شعر زیبایی از پرویز وکیلی از یکی از ترانه های قدیمی خود به پایان میرسانم
سینه من بستر نرم تو ای خورشید
این دل من خانه گرم تو ای خورشید
آه ای خورشید ای گل خوش رنگ دشت آسمان
یک روز، یک روز، من تو را از شاخه خواهم چید
خبر قطع احتمالی رابطه اینترنتی داخل و خارج کشور، یا دشوارتر شدن دسترسی به اینترنت این روزها بر سر زبانهاست و نا امیدی و یاس در پیامهای شما عزیزان داخل ایران محسوس است. به راستی جای تاسف است که در حالی که ممالک دنیا دیوارها را پایین می کشند و جوامع بین المللی به هم نزدیک تر می شوند، درمیهن ما اما سعی در بلندتر کردن دیوارها هستند
این را بدانید که من با عشق مردم سرزمینم زندگی می کنم و وجود من پر از عشق و مهر شما دوستان نادیده ام است. به جرات باید بگویم که در هیچ دوره ای از زندگی ام اینهمه امواج توجه و عشق که در این چند سال اخیر از طریق بلاگ و فیس بوک دریافت کردم تجربه نکرده ام و البته امیدوارم این رابطه ها قطع نشود، ولی یادتان باشد که تا همین چند سال گذشته که خبری از فیس بوک و اینترنت و غیره نبود عشق و رابطه ما، حتی در طول ٢١ سال سکوت من، بر جا بود و بدانید که این عشق و حس زیبا با نبودن اینترت از بین نخواهد رفت و شما همیشه در قلب من جا خواهید داشت
به خدا می سپارمتان، با شعر زیبایی از زویا زاکاریان
پیر مشرق عزیز مهربونم
ای غزل گو زمین گل نشونم
خونهء من ایرانم، ایران عاشق
کاش که تا بهار تو زنده بمونم
زشت و زیبا تلخ و شیرین
گرم وسرخوش سرد و غمگین
تو به هر حال و هوائی که باشی
عاشقم تا همیشه عاشق تو
بسته با تو نفس من
اگه باشم یا نباشم لایق تو
پیشکش تو این ترانه
این صدای صادقانه
خاک من ای آشناتر
از صدای قلب مادر
بین ما هفت کوه و دریا
فاصله افتاده اما
به تو نزدیکترم امروز
قلب من میتپه با قلب تو اینجا
گوگوش
قدردانی
خدا را شکر می کنم برای وجود شما، شمایی که همواره از سن ۳ سالگی مرا حمایت و تشویق کردید. برای پدر بزرگها و مادر بزرگها، و بعد پدر و مادر شما و خود شما و اینک فرزندانتان میخوانم، و همواره از عشق شما انرژی و نفس می گیرم. از شمایی که بار دیگر در شب ترانه های هامبورگ و پاریس هم صدا و هم آوازم بودید و خاطرهٔ خوش دیگری برایم به یادگار گذاشتید و از عزیزانی که با عکس و پیام در فیس بوک جزییات این دو شب ترانه را برای آنها که نبودند و به راستی جایشان خالی بود به تصویر کشیدند سپاسگزارم
خدا را شکر می کنم برای این همه صداقت، وعشق که کیمیای زندگی است، و شمایی که همیشه حامی و یاور من درهمه حال بودید وهستید و مرا عضوی از خانوادهٔ خود میدانید. دوست داشتم همهٔ احساسم را برایتان می نگاشتم ولی کلام و قلمم قاصر از بیان این حس است ، شاید با ترانه هایم بتوانم این عشق را آواز کنم
این عکس یادگاری از آلبوم عکس آکادمی را هم که قبلا منتشر نشده به شما عزیزانم تقدیم می کنم و به امید دیدار تک تک شما به زودی زود هستم و به خدا می سپارمتان