یک احساس دلنشین و پر از وجد، مدتیست با منست. روزی تقدیر ما را از هم جدا کرد و اینک تقدیر دوباره ما را به هم رسانده . همکاری من با حسن شماعی زاده به ترانه هایی چون غریب آشنا، مرداب، جاده، کوه، پیشکش، کویر و … باز میگردد که هر کدام برگی درخشان در کارنامه هنری هر دوی ما هستند
مدتها بود که منتظر فرصتی برای همکاری دوباره و زایش شاهکار دیگری بودم ، و هنگامی که ترانه “هیاهو” با شعر زیبای بابک صحرایی و اجرای خود شماعی زاده را شنیدم آنقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که از او تقاضا کردم که من هم این آهنگ را اجرا و ضبط کنم. چند روزی نگذشت که برای ضبط این ترانه به استودیوی او رفتم، با کوله باری پر از خاطره از آن روزهای دلنشین و زیبا، که با شوق و یکدلی در کنار هم و برای مردم از گنجشکها و دشتهای دور و جاده می گفتیم، بی خبر از طوفانی که در راه بود و جاده ای که همواره پر غبارتر شد، و اسبهای سفید و مهربانی که در آن دشت غریب برای همیشه گم شدند
اینک که چند هفته از پخش این ترانه با صدای من می گذرد، با مهر شما عزیزان و استقبال تان از “هیاهو” یقین دارم که ما موفق به آفرینش یک ترانه بیاد ماندنی و زیبا شده ایم، و از شما برای تمام پیامها و حمایتتان بی نهایت سپاسگزارم. امیدوارم که در آینده دست تقدیر من و دوست قدیمی و عزیزم را بار دیگر در کنار هم قرار دهد
و شما…این مهر و عشق شماست که مرا هر روز در ادامه ی راهم استوارتر میکند و روحم را طراوت می بخشد. خوشحالم که در چند ماه آینده با دست پر و ترانه هایی که امیدوارم در قلب و روح شما جا باز کنند به خانه های شما می آیم . روزهای خوشرنگی در راه است
گوگوش

