بشنو اکنون قصه ای شیرین

یلدای ۱۳۶۷. من با فروغ شب یلدا، شب چرخش طبیعت به سوی روشنی را جشن گرفته ایم. فروغ تنها مهمان شب یلدای من است
انار هم هست
هندوانه، شب چره… تا صبحدم
کتاب را میبندم…از پنجره به باغچه نگاه می کنم، همه جا سپید است، زمین و آسمان. سرو زیبا و مغرور باغچه من چه بی صدا تاب می آورد سنگینی برف را بر قامتش و سکوت سرد زمستان را
سپیدی برف مرا خیره می کند… به آنجا
لابلای برف ها گم میشوم… و بی صدا تاب می آورم این سنگینی سکوت را. و در آرزوی تابش خورشید، گرمی آفتاب…آب شدن…جاری شدن. بی صدا…من سکوت را تاب می آورم
یلدای ۱۳۹۰. و امشب یلدایی دیگر… شبی تیره که به سحری روشن می انجامد. باز هم جشن من و فروغ، و باغچهای مهتابی
کتاب را باز میکنم. و گوشه ای از آن مینویسم : ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد، ایمان بیاوریم به آواز پرنده، خورشید در راه است
شب یلدا پیشاپیش مبارک
گوگوش
This entry was posted
on Monday, December 19th, 2011 at 11:52 pm and is filed under Uncategorized.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
December 20th, 2011 at 12:42 am
آه.. ای خورشیـــــــــــد
December 20th, 2011 at 12:43 am
چقدر لذت میبرم از این قلم ِ زیبا که روح ِ آدم رو پرواز میده. عمرت به بلندای ِ شب ِ یلدا….
مهربونم پیشاپیش یلدایت خجسته
xxxx
December 20th, 2011 at 2:12 am
نوشته تون رو میشه دید و حس کرد
مرسی بابت این قصه ی شیرین
یلداتون شاد
December 20th, 2011 at 7:12 am
بانوی آفتابی من ، خورشید رخشان من
شب یلدا بر شما نیز فرخنده باد
آرزوی همیشگی ام سلامتی و سربلندی و پیروزی روزافزون شماست
بامید دیدار و بوسیدن دستهای گرم و پرمهر شما
پاینده باشید
December 20th, 2011 at 7:21 am
زیباتر از شب یلدا ، دلنوشته های تو نازنین است که گویی نه بر صفحه کاغذ ، که قلم بر دلهای مشتاق ما می کشی و اسمت را به بزرگی و بی همتایی و جاودانگی حک می کنی
December 20th, 2011 at 7:50 am
نازنینم
امیدوارم این فصل سرد عاقبت روز رخت بربندد و
ما شاهد روزهای گرم و پرنور آزادی در کنار هم و در میهن باشیم
December 20th, 2011 at 8:16 am
سلام…نمی دونید چه قدر خوشحال می شم وقتی می تونم نوشته های شما رو بخونم….خیلی خیلی دوستون دارم و شب بلند زمستونی رو به شما تبریک می گم کاش یک روزی تو این شب یلدا شما در ایران با ما و در کنار ما باشید و این شب یک شب آواز از شما باشد….عجب آروزیی…کاش برآورده بشه…من حس می کنم این نوشته های اول یعنی:بشنو اکنون قصه ای شیرین و….یک ربطی به آلبوم جدید شما داشته باشه…بی صبرانه منتظرم
December 20th, 2011 at 10:41 am
فقط یلدا طولانی ترین شب سال نیست
تمام شب های بدون تو یلداست . . .
December 20th, 2011 at 12:21 pm
من هم همیشه شب یلدایم را با فروغ به صبح رسانیده ام گوگوش نازنینم
December 20th, 2011 at 1:15 pm
این کلمه ها از قلبی پاک و زلال الهام میگیرد که در وجود فرشتهء خداوند جای گرقته
یلدای شما هم مبارک, ای همه خوبی و مهربانی
December 20th, 2011 at 4:46 pm
December 9th, 2011 at 2:37 pm
سلام خانم گوگوش، خیلی خوشحالم که شما رو مثل همیشه شاداب و سلامت میبینم. خواهر زاده من (نشاط) مثل خود من عاشق صدای شماست و جزو دانش آموزان المپیادی و تیزهوشان مشهد هست. امسال کنکور داره و من بهش قول دادم اگر رشته خوبی قبول بشه جایزش میارمش به یکی از کنسرتهای شما. اگر ممکنه پیغامی براش بفرستید و اگر برنامه ای برای تابستان سال آینده (حدود ژوئن و جولای 2012) دارید لطفا به من بفرمائید. ممنون از لطف شما
December 21st, 2011 at 12:06 am
باز يلدايي دگر آمدومن چه صبورانه در تنهايي خود گريستم. اما تا شب يلداي دگر به اميدآمدنت چشم در راهم. گوگوش عزيزم دوستت دارم خيلي زياد
December 21st, 2011 at 12:46 am
Yaldaie shoma ham mobarak Banooie azizzz
man tazegiha fahmidam eshtebah kardam, inghadr az shoma goftam o neveshtam, 2 kalame baraie tarife shoma kafie
Perfectly Perfect
Ishala saiatun 1000 sal bar sare Iruniha bashe
December 21st, 2011 at 5:43 am
بانو دلم می خواد یه شب یلدا هم برسه که من و دیگر دوستانم که عاشق وجود نازنین شما هستیم تا پاسی از شب کنار شما بشینیم و به حرفهای قشنگ و خاطرات شیرین تون گوش بدیم .
البته با شب چره و هندونه و انار سرخ
و بوسه هایی گهگاه به دستهای شما و قطره اشکهایی از سر شوق
یعنی میشه ؟
December 21st, 2011 at 6:25 am
یلدای 1390. شما تنها مهمان شب یلدای من هستید
December 21st, 2011 at 7:11 am
yaldatoon garm banoo
December 21st, 2011 at 8:25 am
آنچه از دل بر آید لا جرم بر دل نشیند، صداقت کلام، احساسی زلال و یک دنیا مهر و زیبایی
یلداتون مبارک نازنین
December 21st, 2011 at 8:28 am
توی این بیهـــــــــــــــــــــودگی ها…….توی این بغــــــــــض ..توی این انتـــــــــــظار…
فقط تـــــــــــــــــــویی…فقط تو…
دلخــــــــــــــــوشی ..برای این لحظه ها..
گرمـــــای وجودت…پاکـــــــــــــــــی و آرامش روحــــــــــــــت….سلامـــــــــــــت تنـــــــــــــــــــــت… یلدا تـــــــــرین بــــــــاد
مشهد.النــــــاز حریفی
December 21st, 2011 at 9:09 am
سلام بر بانوی دلها ..یلداتان مبارک این شعرک نا قابل تقدیم شما
……………………………
دلم چون ابر پاییزی کجایی نگاهم خسته و مرده کجایی
دیگه صبری نمونده دیگه در چشم من نوری نمونده
دیگه دستای من گرمی نداره
دیگه پاهای من راه به هیچ جایی نداره
گلویم پر زغصه
در دلکده بسته
کجایی تا ببینی کبوترها دیگه جایی ندارن
کجایی تا ببینی هوای خونه بی تو گرمایی نداره
کبوتر هم دیگه تنهای تنهاست
کبوتر هم صداش پر ز غمهاست
من حالا می نویسم با دلی پر از اشک و اه
کجایی تا ببینی شقایق اسم من رو برده از یاد
گلای زندگیمو چیده یک باد
تو که اروم جون بودی نبودی؟
تو که غمخوار من بودی نبودی؟
کجایی در این تنهایی و شبهای وحشت
کجایی در این روزای ظلمت
بیا تا ابر پاییزی نگیره بیا تا محبت گم نشه در پشت بیشه
بیا دروازه عشقت همینجاست
بیا از دور هم مهر تو پیداست
بیا تا که سرما بمیره
بیا تا که قناری پر بگیره
هوای عشق ما زیبای زیباست
شور عشق ما از دور هویداست
……………………..
میترا شب یلدای 90 در تنهایی
December 21st, 2011 at 6:31 pm
Kheyli mamnoon baraye in khateraate shirin.
Shabe Yaldatoon mobarak azize del… arezoo mikonam hamisheh shaado salamat bashid.
Be omide didaar dar concert Hamburg,
Ali Golian, London.