تبریکات چندگانه
شب یلدا، ایام کریسمس، و سال نو میلادی را پیشاپیش به همه هموطنان
.تبریک میگویم وبرای همه سالی پر از برکت و موفقییت آرزو دارم
در ضمن از تمام شما عزیزان برای ارسال ایمیلها و تماس با بلاگ
وفیس بوک سپاسگزارم. بدانید که تمام ایمیلها ونظرات را میخوانم
.و امیدوارم بتوانم همواره جوابگوی این همه احساسات شما عزیزان باشم
.عمرتان یلدایی باد
با عشق، گوگوش



December 20th, 2010 at 4:23 pm
شما و خانواده عزیزتان همچنین همینتور گوگوش عزیز
خیلی دلم برای دیدنت تنگ شده هر هفته در استودیو منوتو تی وی
مواظب خودت باش عزیز دل
علی گلیان از لندن
December 20th, 2010 at 4:24 pm
وااااای مرسی برای این عکی فوق العاده
شاه ماهی میدرخشد… مثل همیشه بسیار زیبا و شیک
December 20th, 2010 at 5:13 pm
ASHEGHETAM!!!!!
December 20th, 2010 at 6:36 pm
dar sharayete allaanam, faghat mitonam begam:
DARMAN TOYI VAGHTI KE DONYA NAKHOSH AST.
merc ke hastiiid.
December 20th, 2010 at 6:46 pm
در شب يلدايي تو صاحب روز ميشوم
يلدا شاد
ميپرستمت گوگوش جان
December 20th, 2010 at 7:05 pm
عزیز دل خودم
چی به پاتون بریزیم که لایق پات تون باشه ؟
چقدر زیباست که هستید
December 20th, 2010 at 9:21 pm
Dorood be BAANOOYE zibaaye MOOSEGHI o GOL. Mamnoon az tabrikaate chandgaaneat va akse binazirat ke az didanash be vajd aamadam. Delam baraaya binahaayat tang shodeh. Baraayat dar 2 shab taraaneye baa shokoohi ke dar pish daari aarezooye movafaghiyat daaram, va motmaenam ke cho almaasi bihamtaa khaahi derakhshid SHAAHMAAHIYE HONARE IRAN. Shabe Yaldaayat ham mobaarak, baraayat omri toolaani hamraah baa salaamati, aaraamesh, shaadi va sarfaraazi khaahaanam. Va dar nahaayat “Por tapesh baashad deli ke khoon be rag haaye tanam daad” ey DOKHTE IRAN zamin.
Az door rooye maahat raa miboosam va bedaan ke taa aakharin nafas doostat khaaham daasht va be tow eftekhaar mikonam.
Hilda S. Glendal, CA
December 20th, 2010 at 9:38 pm
خنده ات از ته دل ، گریه ات از سر شوق ، روزگارت همه شاد سفره ات رنگارنگ و
تنی سالم و شاد ….. که بخندی همه عمر
December 20th, 2010 at 9:45 pm
Shaabe Yaldaye to ham mobaraak azizam
shaabe khoobi ro haam baraaye To va ham baraaye Hameye Doostane Azizam Arezoo Mikonam.
Be Omide Piroozie Noor baar Tariki…
http://up.iranblog.com/images/aezg3vk5i4lsooo48ww0.jpg
December 20th, 2010 at 9:49 pm
Akse Jadidetaam Binahaayat Zibaast.. Sooraate Mehraaboonet ro ghorbooon. xxx
December 20th, 2010 at 11:00 pm
بانوی همیشه زیبای من، چه جوری بابت این همه عشق و انرژی از شما تشکر کنم؟
شب یلدای خوبی داشته باشید، کریسمس هم بر شما مبارک، امیدوارم کنسرت های پیش رو هم مثل همیشه عالی برگزار بشن
دوستتون دارم
آذین
December 20th, 2010 at 11:47 pm
حتی طولانی ترین شب هم به خورشید می رسد.یلدا مبارک.
December 20th, 2010 at 11:54 pm
به امید زایش دوباره خورشید در این سرزمین شب زده
December 20th, 2010 at 11:57 pm
شب یلدای شما هم خجسته باد
December 21st, 2010 at 12:20 am
یلدا یعنی بهانه ای برای در کنار هم شاد بودن و زندگی یعنی همین بهانه های کوچک گذرا.
یلداتان مبارک و زندگیتان پر از بهانه های شاد باد
و
چه زیباست شب یلدای من… طولانی ترین شبی که به شما فکر مکینم
December 21st, 2010 at 12:31 am
جانم عزیزم
December 21st, 2010 at 12:52 am
شب يلدا، شب شعر، شب حافظ شب شور
شب يلدا، شب سرد، شب طولاني اما بيدرد
شب يلدا، شب خرمالو، هندونه و خيار سبز
شب يلدا، كوچيكا و بزرگترا زير يك سقف
شب يلدا، شب فال، فال حافظ، فال حال
شب يلدا، شيشهها بخار دارن كرسيا گرما دارن
شب يلدا، شب آجيل، شب فندق و بستههاي دربسته و بادوماي تلخ
شب يلدا، شب قصههاي مادربزرگ و پدربزرگ
شب يلدا، شب انار دونكرده و گلپر و دلار سبز
شب يلدا، شده حالا تلويزيون و ديويدي و ماهوارهها
شب يلدا، همه از هم سوا شدن
شب يلدا، بهجاي بابابزرگ و مادربزرگ
يهور سفره كامل جا شده تلويزيون صفحه تخت
شب يلدا اگه بود، شب يلداي قديم زير كرسي
فال حافظ مجمع ميوه و خنده و آجيل
يادش بخير شب يلدا، اگه شد، منو بيدار نكنيد.
December 21st, 2010 at 12:52 am
تازنینم عاشقانه دوستت دارم یلدایت در هر کجا که هستی مبارک باد
December 21st, 2010 at 12:56 am
از ته قلبم آرزو می کنم با همه مشکلاتی که تو ایران هست ولی مردم تو این شب قشنگ دلشون رنگی و شاد باشه
♥ ♥♥ ♥
یلدا مبارک
December 21st, 2010 at 1:19 am
شب يلداي شما هم مبارك خيلي دوستتان داريم
December 21st, 2010 at 1:34 am
نه اینکه من بی دست و پا باشم…این ضعف کلمات من است که هر چه می خواهم
تو را در این حروف جای دهم باز یک جای کار می لنگد…کلمات در تو تجزیه
می شوند…کلمات به پایت می افتند و باز یک جای کار می لنگد…دست من نیست
که دست خط تو را که می بینم نفسم در نمی آید…تپش هام یکی در میان به شماره
می افتد…من هراسی ندارم که بگویم تا چه بی نهایتی در قلبم غوغا می کنی و مرا
به خاک می اندازی…کاش میشد همین یک شب یلدایی را تا ابهامی بی مرز در
مقابلت تعظیم وار بمانم و از پا نیفتم…آه بانو…ببخش مرا که گاهی پر حرف می شوم
من هنوز این کلمات سکته ای را جفت و جور نکرده ام…هنوز سرگیجه دارم
و حال و هوایم بی تابی ِ مطلق است…
روح ِ من…جان ِ من…یلدایت خوش…شب های برفی ات خوش…ضیافتِ ترانه ات خوش
.
همیشه با عشق/همیشه با تو…ساره
December 21st, 2010 at 1:50 am
Chegard khoobe ke shoma hastin!
December 21st, 2010 at 1:51 am
سلامت باشی بانوی من
تنت سالم
لبات خندون
دلت شاد
عشق،بودن توست و همین کافی ست
دوستت دااااااااااااااااااااااااااارم
December 21st, 2010 at 2:41 am
گوگوش مهربون و ناز و خوشگل – عاشقتم مخصوصا وقتي كه احساساتي ميشي و بغض توي صدات فرياد ميزنه
December 21st, 2010 at 2:42 am
خوب ِ هر روزي
حرارت تابنده ي تصوير شما زيبايي اش فراتر از هميشه هاست
..اين صميميت..اين لبخند ِ نگاه ِ آرومتون
……….
توي اين دغدغه هاي بيمار اين وادي..فقط آرامش ِ جاري ِ شماست
كه ميتونه هستي بخش باشه…”حرف”تون…قلبتون…ياري ِ دستاتون
…
يلدا…سرور ِ شبانه ي ميهنم…گرچه اينجا بوي زمستاني ندارد
اما با همه ي شور و اشتياقي كه از اين كلماتتون در من ريخت
،براي شما..براي شما كه بزرگتريني، براي شما كه مهربان تريني
جشن بلند ِ شبانه ي پرتپشي را آرزومندم…يلداتون مبارك…شاد و گرم
December 21st, 2010 at 2:57 am
شب یلدات مبارک عزیز دل.قربونت برم که اینقدر زیبا و مهربونی
عاشقانه دوستت دارم♥
December 21st, 2010 at 3:02 am
با درود به دردانه بانو
گوگوش عزیزم باز با عکسی زیبا من رو مهمون کردی ، نمیدونی چه قدر این روزها دلتنگتم گوگوش بانو یلدای تو نازنین هم مبارک در این شب عزیز آرزوی سلامتی و شادی رو در کنار خانواده عزیزت دارم و اینکه خدایم تو رو واسه همه ما حفظ کنه،وآرزوی بهترین ها در دو شب آواز پیش رو دارم با اینکه نشد که بیام ولی بدون قلب و روحم اون دوشب اونجاست
دیوانه وار دوستت دارم
تا نفس باقیست به یاد خواهم داشت لحظه ای را که نگاهم را به نگاهت دوختم،و نگاهت آن چنان مستم کرد که سراپا شوقم،
تا همیشه،از خود بی خودم
December 21st, 2010 at 3:44 am
شب یلدای بی ما بر تو خوش بانو ولی تو بر سفره یلدای همه ما هستی و مهمانی ناب قدم بر چشم همه ما داری ..تو در قلب مات حضور داری ..امدی و ما را به خود عادت دادی و حال غیبت کوتاهی داری که همیشه در یاد و قلب ما سبز و جاویدی..شب یلدایت خوش شب بی ما ولی شب یلدای ما پر از عطر حضور توست ..در شب یلدایی تو…
December 21st, 2010 at 3:49 am
آسمانت بی غبار
سهم چشمانت بهار
قلبت از هر غصه دور
بزم عشقت پر سرور
بخت و تقدیرت قشنگ
عمر شیرینت بلند
….
نازنینم ، شب یلدا بر شما بزرگ بانوی هنر ایران و همه هموطنان و همزبانان فرخنده باد
December 21st, 2010 at 3:58 am
نازنین شب یلدای بی ما بر تو خوش ولی بدان بر سفره یلدای همه ما هستی و مهمانی ناب قدم بر چشم هم
ه
ما داری ..تو در قلب ما حضور داری ..امدی و ما را به خود عادت دادی و حال غیبت کوتاهی داری که همیشه در یاد و قلب ما سبز و جاویدی..شب یلدایت خوش شب بی ما ولی شب یلدای ما پر از عطر حضور توست ..در شب یلدایی تو…
December 21st, 2010 at 4:00 am
کاش جای عینک ات بودم
دنیا را با چشم های تو می دیدم
…
December 21st, 2010 at 5:22 am
دنیای من شوری و نوری اگر داره از تو داره و از گرمای حضورت.
برای من که هرثانیه ام با تو سپری میشه یلدا هدیه ای ست برای بیشتر عاشقی کردن برای یک ثانیه بیشتر به یاد تو بیدار نشستن.
می دونی و می بخشی که چیز زیادی نمی تونم بگم تصور اینکه این کلمات رو می خونی کافیه برای فلج شدن مغزم.
یلدای زمستانیت پرحرارت و پرتپش بانوی همیشه
December 21st, 2010 at 7:21 am
گوگوش عزیز و مهربانم
یلدا مبارک و پیشاپیش کریسمس رو هم تبریک می گم
امیدوارم که همیشه شاد و خندان باشین و سالم و سرحال و مثل یه گنج برامون بمونید
در شبِ یلداییِ تو، صاحبِ روز می شوم
چون که نظرکرده نورِ لایزال می شوم…
عاشقانه دوستت دارم عزیز دل
نرجس
December 21st, 2010 at 7:22 am
یک دنیا ممنون برای این عکس زیبا…هر روز زیباتر از دیروزاید
December 21st, 2010 at 8:09 am
SALAMATISHON.
December 21st, 2010 at 8:22 am
و امشب که یلداترین است…..آرزویم این است روزهای عاشقانه زندگی مان با تو..بودن تو…به بلنای ثانیه های یلدا باشد..
یلدایت ای مهربان..گرم باد و جاودان
دوستت دارم…دوستت دارم..دوستت دارم هایم..آه!چه بی پایانند
الناز حریفی
December 21st, 2010 at 8:52 am
نازنینم
ایام بر شما هم خجسته باد
چقدر خوشحال شدم از پیغام چندگانه تان
حس حضور گرمتان در لابه لای نوشته های اینجا و فیس بوک
تمام وجودم را سرشار از عشق می کند
عاشقانه دوستتان دارم
با تمام وجودم
همیشه شاد و سلامت باشید
December 21st, 2010 at 8:54 am
عجب عکس فوق العاده ای
ملیح و دوستاشنی تر از همیشه
قربون خنده قشنگتون برم
December 21st, 2010 at 9:09 am
نازنینم
با تو هر روز من عید است و هر شبم چون یلداست
دلت شاد باشد که یلدایم را رنگینتر کردی
مرسی برای عکس زیبا
December 21st, 2010 at 1:35 pm
شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما
یلدا مبارک عزیز دل
December 21st, 2010 at 2:23 pm
hello dear . my star
thank you . and merry christmas too you and yours.
December 21st, 2010 at 10:45 pm
سلام سلام چقدرسخت بود که دیروز نتونستم بیام
چقدرخوب که شما امدین
من خیلی بدشانسم دیروز وی پی انم از کار افتاد
نتونستم بیام یلدا رو تبریک بگم ممنون ازحضورتون
يك نفر ….. يك جايي….. تمام روياهاش لبخند توست
و زماني كه به تو فكر ميكنه احساس ميكنه كه
زندگي واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس
تنهايي كردي اين حقيقت رو به خاطر داشته
December 21st, 2010 at 10:47 pm
واسه جبران دیشب همه اینا تقدیم شما
در مشرق عشق ، دشت خورشید تویی
در باغ نگاه یاس ، امید تویی
در بین هزار پونه آن کس که مرا
چون روح نسیم زود فهمید تویی
December 21st, 2010 at 10:48 pm
در سکوت می توان نگاه را معنا کرد و آن را با عشق به دل پیوند زد
می توان بهار را به دیدار برگهای خزان زده برد
و برای رازقی های امید از عطر دوست داشتن گفت
می خواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم
December 21st, 2010 at 10:49 pm
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو،
به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو،
من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري حضورتو
December 22nd, 2010 at 12:11 am
شب یلدای 1389 با طعم فقر و سرکوب
خبرنگار ما از تهران: امروز سومین روز اجرای آزادسازی قیمت هاست که مصادف شده با شب یلدا! نیروهای امنیتی از ساعت های ابتدایی صبح تا نیمه های شب همچنان در میادین تهران مستقر هستند و چشمانی که مردم را در هر گوشه ای تعقیب می کنند. امروز سری به مراکز خرید کالاهای خوراکی و چند بازار محلی فروش میوه و آجیل زدم تا در آستانه شب یلدا از قیمت برخی خوراکی ها اطلاع پیدا کنم. هندوانه ساده ترین میوه ای است که به رسم سنت سر سفره ایرانیان در شب چله است. اگر هنوانه بیرنگ و بیمزه باشد کیلویی پانصد تومان در فروشگاه های زنجیری و اگر خوش رنگ و شیرین و اشرافی باشد تا کیلویی 2هزار تومان در مغازه ها به فروش می رسد. قیمت انار در مغازه ها باور کردنی نیست! کیلویی 4 هزار تومان. اما شب چله تنها منحصر به میوه نیست. خوردن آجیل هم سنتی است که گرچه دیرپایی می شود که از یاد بسیاری از خانواده های ایرانی رفته است اما قیمت های درخور توجهی دارد. از کیلویی 3 هزار تومان در نقاط مرکزی شهر تا کیلویی 12 هزار تومان در اعیان نشین های تهران. آجیلی شامل پسته، بادام زمینی، بادام، فندق، مغز گردو و… قیمت شیرینی تغییر چندانی نکرده است و فقط بعضی از انواع آن مثل شیرینی های تر تا 500 تومان افزایش قیمت داشته است. به هر حال برخلاف آنچه دولت در نظر داشت تا قیمت ها افزایش پیدا نکند این اتفاق افتاد و امسال نیز همچون سال گذشته و تازه با طعم آزادسازی قیمت ها نرخ کالاها افزایش یافت و یلدای بی یارانه را رقم زد. کم نبودند مردمی که تنها و تنها نظاره گر خریده دیگران بودند و با حسرت نگاهی بر قیمت ها می کردند و سر تکان می دادند…. اینجا ایران است شب یلدای 1389 با طعم فقر و سرکوب!
December 22nd, 2010 at 4:45 am
salam khanome googoosh azizam.nemidonid ke cheghadr dosteton daram.man asheghe shoma hastam. khili mehrabonin khili khobin.yaldaye shoma ham mobarak mamnoon az aks zibayeee ke gozashtin.mibosameton
December 22nd, 2010 at 8:15 am
Googoosh az jaan aziztaram,
Montazere Academy jadid hastim. Akhe intoori delemoon tang mishe barat.
Happy New Year.
Vida
(Amsterdam)
December 22nd, 2010 at 8:21 am
آکادمی تو قلب همه ما یک شعبه داره.
December 22nd, 2010 at 8:26 am
هنر قوی ترین عشق هاست و وقتی میگذارد که انسان به تمام موجودیتش دست پیدا کند که انسان با تمام موجود یتش تسلیم آن شود.
December 22nd, 2010 at 8:29 am
این نگاه آشنای پر التهاب
گشایش آغوشی بی تشویش
در نهانگی اشتیاقی پرشور است
تو در خلوت حضوری مطلق
چنان نشسته ای
که نادیده انگاریت محال است
صرفه ی روزهای زندگی
به دنیای بی مثال چشمان تو
و لمس نازک پروانه هاییست که
در نگاهت عاشقانه میرقصند
…
December 22nd, 2010 at 9:12 am
Aziztarinam nazaninam, behtarini, behtarin ha ro baratoon arezoo mikonam.
December 22nd, 2010 at 10:13 am
salam salam hezarta salam azizam
زیباست بخاطر توزیستن وبرای توماندن وبه پای تو سوختن و
چه تلخ وغم انگیزاست دوراز تو بودن برای تو گریستن وبه
عشق ودنیای تو نرسیدن ای کاش می دانستی بدون تو وبه دور
ازدستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست
December 22nd, 2010 at 11:16 am
وقتي كسي به دل نشست
نشستنش مقدس است
حتي اگرنخواهدت
نفس كشيدنش بس است
December 22nd, 2010 at 11:18 am
منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم،
من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم،
هر چند که دور از مني و من ز تو دورم،
بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم.
December 22nd, 2010 at 11:24 am
مرا صد بار هم از خود برانی دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم
چه حاصل از جفا کردن چه سود از عشق ورزیدن
مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
December 22nd, 2010 at 12:14 pm
وای خوشگلم چه عکس خوشگلی البته همیشه خوشگل هستید ولی استایلهای جدید و زیباتون سورپرایزمون میکنه خیلی خوشگلید و خیلی عزیز و ناز
ممنونم که پیام دادید
شب یلدا و کریسمس و سال نو میلادی شما هم مبارک باشه ما با داشتن تو هر روزمان مبارک است دوستت داریم از ته ته ته ته قلبمون
گوگوش عزیزم تو زندگی مایی زندگیون با تو زیباست
درمان تویی وقتی که دنیا ناخوش است
ای همه بودنم از تو
خیلی دوست دارم دلم خواست و شب بی من رو در تلویزیون ببینم شب بی من معرکه است
برای تو من عاشقانه میمیرم
اصلا حجم سبز بی نظیره هر چی گوش میدم سیر نمیشم
خدا رو شکر که هستی
December 22nd, 2010 at 12:17 pm
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت
در تمام وجودت است عزيزم محبت را در پاكي
نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني كردم
و بدان كه زيباترين لحظه هايم در كنار تو بودن است.
December 22nd, 2010 at 12:18 pm
نميگم جاي تو روي چشمام چون اگه گريه كنم خيس ميشي
نمي گم جاي تو توي دستام چون اگر باز كنم پر ميكشي
نمي گم جاي تو توي قلبمه چون اگه بشكنه زخمي ميشي
نمي گم جاي تو توي ذهنمه چون اگه خراب بشه؛ خراب ميشي
نمي گم جاي تو توي حرفام چون اگه سكوت كنم خسته ميشي
نميگم جاي تو توي يادمه چون اگه پير بشم كهنه ميشي
من ميگم جاي تو هر كجا كه باشه،
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم
.
.
.
دوستت دارم
December 22nd, 2010 at 12:23 pm
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .
بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و
آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم
دوستت دارم
December 22nd, 2010 at 12:28 pm
می شه از صدای تو به غربت خزون رسید
می شه از نگاه تو به وادی جنون رسید
می شه با بوسه ی تو شراب غم رو سر کشید
می شه با دستای تو رو غصه ها یه خط کشید
می شه تو چشای تو صداقت و پاکی رو دید
می شه تو هوای تو بی دغدغه نفس کشید
می شه در سکوت تو نغمه ی قاصدک شنید
می شه در کنار تو طعم محبت و چشید
می شه توی خواب تو یه عالمه آرزو چید
می شه توی فال تو قشنگترین شعرا رو دید
می شه به خیال تو یواش و آهسته خزید
می شه به دیار تو همراه باد سرد وزید
می شه تو نقاشی هام عشقو کشید
I LOVE YOU
December 22nd, 2010 at 12:45 pm
همه این شعرایی که اینجا واستون مینویسم حرف دل خودمه
گاهی نوشتن یه شعرازنوشتن یه جمله راحتتره
واسه همین واستون شعرمینویسم کاش
میتونستم حرفامو راحت بزنم اما سخته اینجوری
توشعرا خیلی گفتن حرفها راحت تره
خوبه که شما اینارو میخونین
December 23rd, 2010 at 12:12 am
Taghdim ba Eshgh…
http://mrzgoogoosh.persiangig.com/image/Design%20-%20Marziyeh%20-%2086.jpg
December 23rd, 2010 at 2:26 am
منم بهت تبریک میگم فدای تو انشالله که همیشه در کنار ما باشی و بتونی آهنگ های خوب و قشنگ قشنگ برامون بخونی
December 23rd, 2010 at 2:28 am
یکی یک دونه ای و همتا نداری ، دوستت دارم
December 23rd, 2010 at 5:41 am
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن // آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
December 23rd, 2010 at 6:59 am
يه دنيا فداي هر چي دل مهربونه –
يه دل فداي هر كي اين پيام رو مي خونه.
December 23rd, 2010 at 7:00 am
خيال نكن كه بي خيال از تو و روزگارتم
به فكرتم به يادتم زنده به انتظارتم
اون طوري كه به فكرتم حس مي كنم كنارتم
December 23rd, 2010 at 7:03 am
دیشب در میان تلاطم زیبای زندگی ام ستارگان را شمردم.
۱…۲…۳…تاکجا رفتم؟
نمی دانم.
اما به یاد دارم آنان دیگر نوری نداشتند.
آن روزها ستارگان آسمان زندگی ام مهتابی تر بودند.
کاش می شد با دستان کودکی ام آنان را بار دیگر رنگی می دیدم.
امروز شب را دیدم.
شبی تاریک و ظلمانی.
گشتم و گشتم. ستارگانم را یافتم.
با دستان خود آنان را پرنور و رنگین ومهتابی کردم.
امروز تو را می بینم در دل وسعت خویش.
و من با خود ابدیتی خواهم ساخت به وسعت تمام تمام ستارگان.
راستی چه کسی می داند دستان من تا کجای آسمان پیش رفتند؟
و من باز هم می شمارم.
۱…۲…۳…
این بار را پله پله تا خدا پیش می روم
تابگویم ای ستاره آسمانهایم دوستت دارم
December 23rd, 2010 at 7:04 am
سلام سلام هزار تا سلام
دوباره امدم که هرجا باشم به یادتم
December 23rd, 2010 at 7:09 am
با درود بیکران به بانوی آفتابی شهر آواز
دو اجرای مختلف از ترانه زیبای ” منو بشناس ” رو به همه عاشقان خانم گوگوش تقدیم می کنم
امیدوارم لذت ببرید .
http://www.4shared.com/audio/rSapC5ms/Mano_Beshnaas.html
http://www.4shared.com/audio/Ci3mHICJ/Mano_Beshnas.html
December 23rd, 2010 at 7:20 am
khanume Googoosh aziz man
merry christmas & happy new year , i hope u all the best in year 2011 to you n your family , and i hope that new year would be the best in your carrier.
you dont know how much i love you , i wished to be in stockholm tomorrow to watch your wonderfful performance i’m sure you look like the moon between stars , inshallah the best concert . God be with you prottect u n keep u safe from any harm.
love u so much
khieli khieli dooset daram Googoosh
daughter
samar from BAGHDAD
December 23rd, 2010 at 1:18 pm
چند نکته به یاد ماندنی …
1- امروز اولین روز از آینده است اگر دیر کنی می شه گذشته.
2- زندگی کوتاهست : بخند ، ببخش و فراموش کن.
3- با پول می شود خانه خرید ولی زندگی نه ، رختخواب خرید ولی خواب نه ،
ساعت خرید ولی زمان نه ، می توان مقام خرید ولی احترام نه ،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه ، دارو خرید ولی سلامتی نه ،
بالاخره می توان قلب خرید ولی عشق نه .
December 23rd, 2010 at 1:20 pm
سلام سلام خوبین شما من خوبم شما خوبین
يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است
عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت
معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم به یاد تو بودن است
December 23rd, 2010 at 4:03 pm
گلبانوی نازنینم
فقط این را میگویم که روزی نیست که شب شود و من به فکر شما نباشم. میدانم فردا شب و شب کریسمس بر روی صحنه چون همیشه خوش می درخشید. قلب و روحم آنجا خواهد بود
با تمام وجودم دوستتون دارم
شهرام دودمان – لندن
December 24th, 2010 at 12:00 am
shab avaze khubi dashte bashin nazanin hamchon hamishe
December 24th, 2010 at 2:43 am
عکستان بسیار زیباست به امید اینکه سال بعد برنامه اکادمی خیلی بزرگتر و گسترده تر برگذار شود
December 24th, 2010 at 3:12 am
…ضیافت ترانه ات خوش بانو
December 24th, 2010 at 4:03 am
ای قربونت برم با این کار های بی نظیر
December 24th, 2010 at 4:05 am
فوق العاده عالی و جذاب مثل همیشه …. الهی سال های سال زنده و سلامت و سربلند و سبز باشی ..
December 24th, 2010 at 8:47 am
گوگوش عزیزم
عکس تازهی شما فوقالعاده زیباست
خیلی خوشحال شدم بابت عکس تازه
دوستت دارم
سال نو بر تو – دختر ایرانزمین – مبارکباد
December 24th, 2010 at 9:50 am
امشب ِ صحنه را
درخشان تر مي آوازي و لبريز و سرريز نور و رنگ ميكني…ميدانم
.شب آوازت خوش باشد ماه بانو
December 24th, 2010 at 10:09 am
اگه باهات نيستم برات كه هستم
اگه چشمات نيستم نگات كه هستم
اگه حرفات نيستم صدات كه هستم
اگه خودت نيستم فدات كه هستم.
December 24th, 2010 at 10:11 am
به نام آنکه دوست را آفريد، عشق را،
رنگ را… و به نام آنکه کلمه را آفريد.
توي اين شهر غريب، گاهي که دلم به اندازه تمام غروبها مي گيرد
وقتي بين اين همه آدم جور واجور خودمو تنها مي بينم
چشمامو فراموش ميکنم…
به قلبم مي نگرم و همه چيز را به عهده او مي گذارم
فقط اوست که از اين حقيقت پنهاه در قلبم آگاهي دارد
اي کاش قلبها…. در چهره بودند
اي کاش مي دانستيم دستهاي عشق چه معجزه گريست
و اي کاش مي شد زمان و سرنوشت را از سر نوشت
لحظه ها را ديوانه وار ورق مي زنم و هرکجا که قلبم نمي تپد،
صفحه اي پاره ميکنم و باز ورق ميزنم…
شايد در آخر اين کتاب به صفحه وصال برسم
آري، بي اختيار ورق مي زنم چون هراسانم…
از فاصله ها نفرت دارم و از سفر خسته
نازنين، فاصله همه چيز را مي شکند،
بيخود نيست که ابرها از دوري زمين هميشه مي گريند!
اما دريغ که گريه دستانم نيز مرا به تو نمي رساند
دريغ که نمي توانم نامت را فرياد بزنم و شيشه سکوتم را بشکنم
وبگویم که چقدر خسته ام و دلگیر از دوری تو
December 24th, 2010 at 10:13 am
سلام سلام خوبین شما
نمينويسم، چون ميدانم هيچ گاه نوشتههايم را نميخواني،
حرف نميزنم، چون ميدانم هيچ گاه حرفهايم را نميفهمي،
نگاهت نميكنم، چون تو اصلا نگاهم را نميبيني،
صدايت نميزنم، زيرا اشكهاي من براي تو بيفايده است،
فقط ميخندم، چون تو در هر صورت ميگويي من ديوانهام
ومن خود میدانم که دیوانه توام
December 24th, 2010 at 12:12 pm
Ey ke az khoda residi Ey ke noore khodayi
Merry Christmas and Happy New Year
Shabavaz khoobi ra barayat arezoo mikonam
I love you fer ever
December 24th, 2010 at 1:27 pm
گوگوش جان اين دو واقعه خجسته رو به شما و خانواده عزيزتون تبريك ميگم . اميدوارم تا سال ديگه اين موقع همه به آرزوهاي قلبيمون رسيده باشم
در ضمن اين عكس از صورت نازينينتون فوق العاده است
مثل هميشه
December 25th, 2010 at 2:39 am
همیشه خوب…همیشه مهربان
الان که متوجه شدم بالاخره ” گریه کنم یا نکنم” رو اجرا کردی یه حال به خصوصی دارم
بغض هست…گریه هست…و تپش های بی تابم
حس میکنم روحم کاملا به سمتت پرواز کرده و …نمی دونم چی بگم و چطور بگم
انگار اونجا بودم…من این ترانه رو با بند بند وجودم لمسش می کنم و دوسش دارم
اجرای زنده ی این شاه ترانه…یعنی تا خود ِ جنون دارم اوج می گیرم
برای این همه خوبی سپاس بانو
December 25th, 2010 at 3:53 am
googoosh aziz nazanin va behtar az janam
az rozi ke barnamye academi tamom shode
gham tamame vojodamo gerefte
che khob bod in barname hamishegi bodddddddddd
ba eshgh
pouran
December 25th, 2010 at 4:30 am
برای من بسیارجای تعجب هست!!!فکر می کردم می شود محترمانه اینجا انتقادی مطرح کرد …اما گویا هیچ نظر انتقادی اینجا قرار داده نمی شود…چند بار نظری نوشتم اما حتی یک دفعه هم آپ نشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!انتظارم از وبلاگ شاه ماهی بیشتر از اینا بود.
December 25th, 2010 at 4:46 am
دستای ِ تـــو خورشیدو نشــون میدن ….
http://mrzgoogoosh.persiangig.com/image/Design%20-%20Marziyeh%20-%2087.jpg
December 25th, 2010 at 10:58 am
سکوت خواهم کرد در میان ثانیه ها !
نبودنت را سر خواهم کشید !
پر خواهی شد در عمق رگهایم…
December 25th, 2010 at 10:58 am
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
December 25th, 2010 at 10:59 am
در زمانی که وفا قصه ی برف به تابستان است
و صداقت گل نایابی است
و در آیینه ی چشمان شقایق ها نیز
عابر ظالم و بی عاطفه ی غم جاریست
به چه کس باید گفت
با تو خوشبخت ترین انسانم
من به تو میگویم اما مغرورنشو
December 25th, 2010 at 11:00 am
دل من با دل تو خورده گره
نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره
دو کلوم حرف حساب باهات دارم
می خوام بگم
عاشقم و دوستت دارم
سلام سلام خوبین شما اونجا خوش میگذره اینجا که اصلا خوب نیست
December 25th, 2010 at 11:01 am
بمان با من که من بی تو صدای خسته در بادم
در این اندوه بی پایان بمان تنها تو در یادم
نمی دانم چرا غم ها نمی دانند که من سلطان غم هایم
بیا ای دوست با من باش که من تنهای تنهایم
December 25th, 2010 at 12:56 pm
salam googoosh azizam khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili khili ziaaaaaaad doseton daram khili movazebe khudeton bashin chon khili vase ma azizin. academy music2 ro kie ejra mikonin khili dos daram dobare bebinameton mibosameton
December 25th, 2010 at 1:35 pm
ishala ejraye khobi dashte bashin khanme googooshe azizam khili khili khili khili khili khili khili khili khili doseton daram
December 25th, 2010 at 2:22 pm
سال نو ميلاديتون مبارك باشه
ديشب يكي از دوستان نازنينم هم سعادت داشت و كنسرت سوئد رو حضور داشت.خيلي پرشور برام تعريف كرد.غافلگير شده بود از اين همه انرژي .
دوستتون ددارم.
كاش روزي اين سعادت نصيب ما هم بشه
December 25th, 2010 at 7:30 pm
بانوی نازنینم
خسته نباشید
بازهم با حضورتون ، شور و غوغا بپا کردین
پاینده و سربلند باشید
December 26th, 2010 at 1:01 am
Baa sepaase faraavaan az Shaahmaahiye Honare IRAN baraaye 2 shabaavaaze baa shokoohash ke az didane sahnehaayash sir nemishavam. Che hediyeye Christmasi be doostdaaraanat beh az in. Nafasat hamishe garm va masirat sabz. Khasteh nabaashi Golbaanoo. Mamnoon az in hame eshgh ke nesaaremaan mikoni.
Tow bozorgtarin ? ke taa emrooz bi javaabe.
Safare amni be LA daashteh baashi, KHodaa haafezat DOKHTE IRAN.
Paaydaar baashid. Be andaazeye parastesh doostat daaram.
Hilda S. Glendale, CA
December 26th, 2010 at 1:11 am
Azizam, Khaasteh nabashiiiii
xxx
khoshhalam ke in 2concert haam be khoobi ejraa shodeh, az in babat haam kheyli khoshhaalam ke dobaareh babak amini be band bargaashteh. kheyli khabaare khoobi Bood.
Saale No Milaadi ro haam behet tabrik migaam, Omidvaraam ke Saale Khoobi baraat Baasheh.
Aasheghetaam xxx
December 26th, 2010 at 3:20 am
Chi be paaye tow berizam ke laayeghe paaye tow baashe Baanooye mooseghi o gol. Bihamtaa va tekraar nashodani hasti va zibaaiye khireh konandeat baa hich kalaami ghaabele vasf nist. Az Khodaa baraaye aafarineshat tashakor mikonam va baraayat aarezooye salaamati va delshaadi daaram.
Behtarin khabar hamin hozoore tow.
Hilda S. Glendale, CA
December 26th, 2010 at 3:55 am
بانوی خوبم، خبرهای عالی ای که از شب آوازهای اخیر شنیدم و بازگشت بابک امینی به ارکسترتون بینهایت خوشحالم کرد
مثل همیشه بهتون افتخار میکنم
آذین
December 26th, 2010 at 7:45 am
خسته نباشید نازنین
بازهم مثل همیشه باشکوه بودی و زیبا.بزرگی تو روی صحنه حتی از پشت این صفحه ی سرد و سخت فراتر از ادراک منه بانو تنها می تونم مثل تمام صحنه هایی که فتحشون کردی در برابرت تعظیم کنم.
December 26th, 2010 at 10:03 am
گل بانوی عزیز و مهربانم با تبریکی چندگانه به شما عزیز دل و یاران بیهامتایتان و خسته نباشد برای شب آوازهای مثل همیشه پر شور وسراسر گرمی و عشق .
در نوشتهایت جمله با عشق گوگوش انقدر به دلم نشست که اشکم را سرازیر کرد.در حقیقت شما خود عشق اید.
مدتی است که سرگرم مهمانداری بودم و نمیتوانستم به خانه عشق سر بزنم
دلم بینهایت برایتان تنگ است این دل تنگی به حدی است که در کلمات نمیگنجد.
چندی پیش زمانی که به تماشای زنده یک ارکستر سمفونی درتلویزیون دولتی امریکا نشسته بودم ناگهان احساس کردم که ارکستر خاموش شد و گوینده گفت اکنون خانوم گوگوش هنرمند بین المللی برای شما برنامه اجرا میکنند و شما مثل همیشه با یک دنیا عشق آمدید و برنامه اجرا کردید. و درپایان بجای اینکه از پشت صحنه خارج شوید از پله های جلوشروع به پین آمدن کردید جمعیت که اکثرن بچهای آشنا بودند و فریاد میزدند گوگوش دوستت داریم و صدایشان فضا را پر کرده بود. من و سایر دوستان به دنبالتان دویدیم نگهبان ها جلویمان ایستادند. من فریاد زدم تی قربان گوگوش.شما به نگهبا ن اشاره کردید که اجزه دهند تا ما به دنبالتان برویم .در همین زمان تلفن زنگ زاد و من را از رویای شیرینم به در آورد.بی اندازه ناراحتم کرد.
امیدوارم روزی رویایم حقیقت به بپیوندد.
در پایان ورود بابک عزیز را به ارکستر شما تبریک میگویم و از این بابت بیاندازه خرسندم
تی قربان صد هزار بار
هلن .
December 26th, 2010 at 11:06 am
Shahmahiye azizam,
Vaghean ke khasteh nabashi. 2 shabavaze poreftekhare digari ke hamishe dar khatereha khad anad poshte sar gozashti. man be shoma eftekhar mikonam azize delam. Hamishe tandorost va payandeh bashi.
az khodavand joz didanet arezooye digari nadaram .I love you so muchhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhhh
December 26th, 2010 at 11:16 am
بزار دستا تو دستام ، بيا جلو بشنو تو حرفام من تنهام ،
تو رو ديدم و شدم ديوونه ، قلب من قدر تو رو ميدونه .
December 26th, 2010 at 11:19 am
عاشقت هستم بی آنکه بدانم چرا
وعاشقت میمانم بی آنکه بدانم چرا
تو يعني در سحرگاهي طلايي به يک احساس تشنه آب دادن
تو يعني نسترن هاي وفا را به رسم مهرباني تاب دادن
تو يعني غربت يک اطلسي را ز شوق آرزو سرشار کردن
تو يعني با طلوع آبي مهر صبور و شوق آرزو سرشار کردن
تو را آن قدر در دل مي سرايم که دل يعني
ترا زيبا سرودن فداي تو شقايق احساس و روياي بي آغاز سرودن
December 26th, 2010 at 11:22 am
تو را گم ميكنم هر روز و پيدا ميكنم هر شب
بدين سان خواب هارا زيباميكنم هر شب
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كني اي دوست
چگونه باجنون خود مدارا ميكنم هر شب
چنان دستم تهي گرديد از گرماي دست تو
كه اين يخ كرده را از بي كسي\”ها\”ميكنم هرشب
December 26th, 2010 at 12:51 pm
صحنه مخلوق صداته
تو که باشی جون می گیره
این زمین ِ سرد و تیره
با طلوعت نمی میره
من هنوز بغض ِ صداتم
تو نگاهت جاری میشم
گاهی تلخم گاهی غمگین
با تو اما آبی میشم
رقص بارون و ترانه
گم میشه توی وجودت
باز منو هوایی کرده
رد ِ پر رنگ ِ عبورت
لمس ِ تو، لمس یه رویاست
خنده هات یه راز نابه
همیشه،هر لحظه با تو
حس ِ من در تب و تابه
واژه تو حنجره ی تو
آبروی ِ هر ترانه ست
آخرین حرفم همیشه
یه سکوت ِ عاشقانه ست
/
سکوتی عاشقانه در برابر تمام بی کرانگی ات…که بهتر از هر کسی می دانی حرف هایی ست
که با کلام نمی شود گفت.ساره…6/دی/2569
December 26th, 2010 at 2:45 pm
Man Az Havaaye Eshghe To, Del Bekanam Ya nakanam…..
December 26th, 2010 at 3:22 pm
گلبانوی عزیز و دلبند ما، خسته نباشید باز هم با دو شب آواز فراموش نشدنی دل ما را شاد کردین هر چند که امکان حضور نداشتم ولی دل و روحم به سویتان پر کشیده بود. از شنیدن تعریف های دوستان و دیدن عکس و کلیپ های زیبا ی این شبها کلی لذت بردم و چه خوب که آقای بابک امینی هم با شما همکاری میکردن، به یاد سری اول کنسرت های پر شکوهتان افتادم . روز و روزگارتون همیشه خوش باشه نازنین و به امید اینکه سال جدید یکی از بهترین ها برای شما باشه
دوستتون دارم – مهرناز
December 27th, 2010 at 12:40 am
Googoosh jan az tabrikatat baraye sale noye masihi kheyli mamnun omidvaram har shab zendegiat YALDA bashad!!!
December 27th, 2010 at 3:08 am
شمم وقتی زيباست که پر از اشک باشه
اشک وقتی زيباست که براي عشق باشه
عشق وقتی زيباست که واسه تو باشه
December 27th, 2010 at 3:18 am
آري دوستي دو نيمه دارد نيمي از آن عشقي است
که دل تو را بيقرار کرده است و نيمي ديگر آن محبتي است که در دل من مي تپد
سلام
خوب متاسفانه امتحانا داره شروع میشه و من شاید نتونم هر روز بیام
اینجا خیلی ناراحتم چون تنها جایی یه که شده واسم مثل پاتوق
یه جایی که حتما باید بهش سربزنم نمیدونم چرا شاید دیوانه ام
شاید میخوام خودمواز دنیا دور کنم و اینجا منو ازاطرافم دور
میکنه و فراموش میکنم تمام مشکلاتمو اما خلاصه میام اینجا
من مینویسم و شما میخونین نه اینجا همه مینویسند و شما فقط
میخونین کاش میشد یه جوری بشه که یه زمانی در ماه
چند ماه به چند ما نمیدونم باهامون آنلاین صحبت کنین ما تو
ایرانیم و دور از همه چیز در تاریکیه مطلق شلید مشکل از منه که
فقط نوشتن راضیم نمیکنه و منتظر جواب هستم شاید انتظارم
زیاده نمیدونم اما هرچی هست من این تقاضارو از شما دارم
لطفا بهش فکر کنید شایدخیلی ها شرایط امدن به کنسرتهای
شمارونداشته باشند ولی دوست دارن باهاتون بیشتر آشنا بشن
December 27th, 2010 at 3:19 am
اگر باران بودم انقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم
اگر اشک بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم
اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميکردم
اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم
ولي افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
December 27th, 2010 at 3:23 am
عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم
بای بای
December 27th, 2010 at 6:34 am
♥♥
♥
♥
♥♥♥
موجی که موی توداره دریا نداره
لطفی که روی تو داره صحرا نداره
♥نازی که اون نگاه و لبخند تو داره
سپیده ی صبح شب یلدا نداره
♥مثه تو پیدا نمیشه دلبری
با یه نگاه از همه دل می بری
♥من نمیگم تموم عالم میگن
از همه خوشگلا تو خوشگلتری
♥دوستتداریم با هرنفس تا بلندای یلدا
♥س♥م
December 27th, 2010 at 9:20 am
Omraami .
December 27th, 2010 at 11:41 am
اينجا يکي براي خودش تار ميزند ، اينجا يکي از عاشقيش جار ميزند ،
اينجا غريبه ها همگي آشناتر اند ، روياي دوست بر در و ديوار ميزند ،
لب ها به زور رژ همگي سرخ و رنگي اند ،
دلبر به جاي گل به سرش خار مي زند ، حاکم براي عشق
خودش حکم ميکند به مرگ ، دل را به جرم عاشقي اش دار مي زند
(اینجا کنایه از ایران است بعد دوستان شاکی نشن بگن ازرو قصداینونوشته)
December 27th, 2010 at 11:54 am
تو يعني در سحرگاهي طلايي به يک احساس تشنه آب دادن
تو يعني نسترن هاي وفا را به رسم مهرباني تاب دادن
تو يعني غربت يک اطلسي را ز شوق آرزو سرشار کردن
تو يعني با طلوع آبي مهر صبور و شوق آرزو سرشار کردن
تو را آن قدر در دل مي سرايم که دل يعني ترا زيبا سرودن
فداي تو شقايق احساس و روياي بي آغاز سرودن
December 27th, 2010 at 12:45 pm
…زندگي، مي رويد از تو
December 27th, 2010 at 6:30 pm
das daaaas \:D/ \:D/
http://www.youtube.com/watch?v=u-jjuKzTL_4
December 27th, 2010 at 7:13 pm
Happy New year – 2011
http://mrzgoogoosh.persiangig.com/image/Design%20-%20Marziyeh%20-%2088.jpg
December 27th, 2010 at 7:23 pm
تو رو از صدای قلبم ، لحظه به لحظه شنیدم
تو رو حس کردم تو نبضم ، من تو رو نفس کشیدم
December 28th, 2010 at 6:12 am
گوگوش نازنینم ایام کریسمس برشما وخانواده محترمتون مبارک باشه وامیدوارم بهتون خوش بگذره خیلی زیاد دوست دارم وخیلی دلم برات تنگ شده خیلی دوست داشتم برای یک بارشمارومی دیدم مطمئنم کنسرت خوبی برگزارکردین وهمه لذت بردن ازهمین جا شمارومی بوسم وبراتون آرزوی موفقیت می کنم به امیددیدار
December 28th, 2010 at 7:55 am
بعد از عمری رنج ِشعر و کلام فرق قرض و غرض را خوب می دانم
!!!
December 28th, 2010 at 9:30 am
:وقت تنگ است بیا تا عشق را باور کنیم
گونه های خشک بی مهری خود را تر کنیم
چون کبوتر بر فراز گنبدنیلوفری صادقانه عشق را تقدیم هر اختر کنیم
باید اینجا بعد یک عمری که دل قحطی گرفت ……
آیه های مهربانی را کمی از بر کنیم
ما که پروایی نداریم از نگاه شمع ها
لاجرم باید که چون گل چند روزی سر کنیم
December 28th, 2010 at 9:32 am
هر وقت دلتنگ ميشم ميام پشت قلبت و هي در مي زنم
پس هر وقت قلبت مي زنه بدون دلم برات تنگ شده
December 28th, 2010 at 9:40 am
سلام خانم گوگوش شما که جواب مارو نمیدی
اما من واستون مینویسم داشتم درس میخونم دیدم
نمیشه باید حتما باید یه سربیام اینجا بعد برم
حالا شما خوبین امیدوارم خوب باشین و خوش
سال جدیدم بر وفق مرادتون باشه
December 28th, 2010 at 9:49 am
گوگوش عزیزم الان از سر کار بر می گردم اونقدر تو این مدت که رشت مشغول به کار شدم خیلی سرم شلوغ شده که حتی وقت سر خاروندن ندارم به خاطر همین خیلی خیلی کم می تونم بیام اینجا یا فیس
ولی در تمام این روزها فکر و ذکرم شد بود تو
منم سال نو میلادی رو تبریک می گم و امیدوارم سالی بسیا بسیار خوب داشته باشین
نمی دونم چطور دلتنگی این روزها رو برات بگم که جبران غیبتم بشه
عاشقانه دوستت دارم
December 28th, 2010 at 2:01 pm
Khasteh nabashi Golbanooye aziz pas az 2 shab avaaze movafagh dar Koln va Stockholm.
Khahesh mikonam zamane concert LA raa har che zoodtar bedahid ke man dar bimarestan betoonam morekhasi begiram, kheyli delam mikhaad biyam vali hadeaghal 1 maah vaght lazem dram ke betoonam morekhasi begiram.
December 28th, 2010 at 11:02 pm
سلام
شب یلدا و کریسمس و همه اینا بدون بودن در کنار شما هیچ قشنگی نداره.
من 18 سالمه و آرزومه که یک روز شما رو از نزدیک ببینم امیدوارم آرزوم برآورده بشه
December 28th, 2010 at 11:32 pm
گوگوش عزیز تو مدتی که رشت ساکن شدم واسه کار هنوز وضعیت ثابتی پیدا نکردم
از اون روزا دنبال یه کافی نت خوب بودم با سرعت بالا که خدا رو شکر دیشب پیدا کردم
تو این مدت هیچ چیز نتونست خستگی یه روز کاری سخت رواز جسم و روح من دور کنه
جز تو
صدای تو
و تصویر تو
همیشه پاینده باشی
December 28th, 2010 at 11:37 pm
گوگوش عزیز منو ببخش به خاطر اینکه کمتر از قبل می تونم بیلم اینجا
ولی اینو بدون که رویای یک دیدار دیگه ،پر از عشق دارم تو سرم پرورش می دم
امیدوارم به زودی زود دوباره دستانِ گرمت رو بفشارم
آرزوی من
دیدن و بوییدن و بوسیدن
دوباره و چند باره ی توست
December 28th, 2010 at 11:58 pm
راستی
خدا وکیلی گوگوشیا زود همو پیدا میکنن
یکی از هم خونه ای هام با گوشی موبایلش آهنگای حجم سبز رو گوش میداد
برگشتم گفتم
گـــــوگوش
گفت آره
اون شب فقط از تو می گفتیم و از خاطراتی که با تو و آهنگات داشتیم
یکی از عاشقای توست که وقتی از تو حرف میزنه چشماش حالت خاصی پیدا میکنه و می درخشن
یه عشق پاک و خالص که تو تمام رگهاش در جریانه ،عشقی تا الان ندیدنم.
بهش گفتم تو که اینقدر گوگوش رو دوست داری چرا تو فیس یا بلاگ ندیدمت
گفت: عشق گوگوش تو رگهامه و همیشه با منه،من گوگوش رو تو وجودم دارم وتو قلبم همیشه هست.من اونو در درونم دارم و حسش می کنم
و بر می گرده به دوران کودکی وهفت سالگی که اولین ترنه ای که دیدم باور کن بود.
خیلی خوشحالم از اینکه تو یه شهر غریب یه دوست گوگوشی پیدا کردم.
نمی دونی چه حسِ خوبی داره وقتی می شینیمو از تو صحبت می کنیم:))
اینا همه به خاطر وجود پاک و مقدس توست
یه روز میارمش اینجا که خودش برات بگه
امیدوارم بزودی دوباره بتونم بیام اینجا
عاشقانه دوستت دارم
December 29th, 2010 at 12:29 am
ba ejazeye googooshe aziz
googooshstar.com be rooz shod:
http://googooshstar.com/article3.html
December 29th, 2010 at 3:26 am
salam khanome googooshe azizam kash mishod ke ye bar ham shode shoam ro bebinam khiliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii doseton daram khili dos daram az zendegi khosositon bedonam .man dige adat karam ke haroz inja biam ya rozi 5-6 dafey biam inja va bebinam ke shoma payame jadid midin ya na va comment haye baghie ro mikhonam .khili dos daram chizaye ro benevisam ke kasi ona ro gheyr az shoma nakhonan.midonam khili vaght nemishe tamame comment ha ro khond va javab dad vali age harvaght tonestin ya age vaght dashtin emailetono behem bedin mamnoon misham.khili movazebe khudeton bashin.asheghane doseton daram va mibosameton.kiana kiani 17 sale az mazandran
December 29th, 2010 at 5:21 am
درسایت ویژهء ابراهیم نبوی
گوگوش آوایی برای تمام نسلها
یک، گوگوش یک ستاره موسیقی پاپ است. شاید زیاد از این کلمات خوشتان نیاید، ستاره و آسمان و کبوتر و سفید و صلح، لاله ای به نشانه شهادت. اما چه می شود کرد که وقتی گوگوش در سالنی پر از هزاران جمعیت ظاهر می شود، سالن تاریک است، نور هم فقط چهره و اندام او را روشن می کند. او ستاره ای می شود و چشم در تمام آن آسمان جز او را پیدا نمی تواند بکند. جدا از اینکه من گوگوش را تا بن دندانم دوست دارم و هر آنچه از کارها و رفتارش در ذهنم مانده است می پسندم، او بهترین ستاره موسیقی پاپ ایران در پنجاه سال اخیر است. یعنی از زمانی که موسیقی پاپ و گوگوش و صحنه در تاریخ هنر ایران مفهوم پیدا کرده است.
شاید ” ابی” بلد باشد روی صحنه خوب بخواند، اما مطمئنا بلد نیست چطور حرکت کند. از کجا راه بیافتد، و به کجا ختم کند. چطور با اندامش به ترانه و موسیقی معنی بدهد، چطور برقصد، چطور از این سوی صحنه به آن سوی صحنه برود. به اعضای گروه موسیقی چگونه نگاه کند و چگونه با آنها همراهی کند. پیش از این باید می گفتم، خواننده موسیقی پاپ و راک، به همان اندازه که باید خوب بخواند، باید خوب نمایش بدهد. خواننده پاپ یک بازیگر است، او انگار که موسیقی و شعرش را بازی می کند. افرادی مثل فردی مرکوری بلد بودند چطور باید وارد صحنه بشوند، چطور برای اجرای هر ترانه مقدمه بچینند و چگونه ترانه را آغاز کنند و به پایان ببرند. پایان سریع و یکباره ترانه ها، که همراه می شود با تشویق حاضران در سالن، زنده کردن اجرا در میان جمعی بزرگ است. گوگوش بلد است چگونه ترانه را با یک مقدمه کوتاه آغاز کند و در حالی که موسیقی به اوج خود رسیده است و همه داستان گفته شده، ترانه را تمام کند. تقریبا هیچ کسی در موسیقی ایرانی- اعم از مردان و زنان- بلد نیستند خوب اجرا کنند. گفته ها و جملات داریوش، ابی، شهرام صولتی و بقیه ستارگان پاپ همان است که سی سال است شنیده ایم. من می توانم تمام جملات کنسرت بعدی ابی را برایتان پیش بینی کنم. اما در کنسرت گوگوش این اتفاق نمی افتد. او هر روز حرفی تازه می زند، بهترین لباس ها را برای ظاهر شدن روی صحنه انتخاب می کند، رابطه اش با مردم و گروه زنده است. رقص اش منحصر بخودش است و آنقدر انرژی مصرف می کند که انتظار داری وقتی که برنامه تمام شد، آب بشود و فرو برود کف زمین. اما او مثل یک ملکه، بعد از ادای احترام به همه آدمها و گروه موسیقی صحنه را به آرامی ترک می کند. تعداد کلماتی که برای معرفی آثارش بکار می برد کاملا محدود است. گاهی جوک های بامزه ای می گوید، بی نهایت باهوش است و می تواند واکنش بسیار سریع برای هر واقعه ای که روی صحنه یا در میان جمعیت رخ می دهد نشان دهد و هرگز حوصله مردم را سر نمی برد. یک کنسرت ابی و چند کنسرت از دیگر خوانندگان پاپ به من می گوید که معمولا خوانندگان پاپ زیاده گوئی و حرف مفت زدن را برای طی فاصله میان دو ترانه واجب می دانند. داریوش گاهی برای گفتگو با مردم یا ترانه اش را به صورت شعر و غالبا غلط می خواند، یا شعارهای نامربوط سیاسی می دهد یا ساعتها در مذمت اعتیاد حرف می زند و ابی، معمولا مستانه حرف می زند، چون مست است و این مستی به او سرخوشی نمی دهد، بلکه او را تبدیل به موجودی پرت و پلاگو می کند. شاید در میان خوانندگان پاپ تنها کسی که بلد است صحنه را خوب اداره کند، جز فریدون فرخزاد که وقتی از سیاست حرف نمی زند، موجودی جالب بود، آرش سبحانی بلد است حرف بزند. از همه اینها گذشته گوگوش رقصنده ای ماهر است.
دو، اکثر خوانندگان پاپ ما بلد نیستند چطور باید شعر را بخوانند. قبلا این را در یک استندآپ کمدی گفته ام، تکرارش چندان ضرر ندارد. آغاسی، خواننده پاپ، می خواند ” دل شده یک کاسه خون، به کنارم تو بمون، مرو با دیگری” مضمون این ترانه کمابیش شبیه یک صحنه خیانت منجر به قتل است. مردی از زنش می خواهد به او خیانت نکند و دلش از این واقعه مثل یک کاسه خون است، با این حال خواننده- آغاسی- دو دستماله می رقصد. شعر باید با نحوه خواندن رابطه داشته باشد. شجریان عزیز می خواند ” ایران، ای سرای امید”، یا ” در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند” یا ” ای مه من! ای بت چین! ای صنم!” در همه حالات او انگار در فروشگاه فرش نشسته و در حال گفتگو با فروشنده است. نه غمش معلوم است، نه شادی اش، نه سیاست اش و نه عرفانش. مثال زدن در این مورد بسیار راحت است و به دلایل مختلف این مثال ها دردی را دوا نمی کند. تقریبا اکثر خوانندگان ایرانی شعر را بلد نیستند بخوانند. یا بیدلیل سرشان را تکان میدهند، یا مثل ابی به دلیل طول قد، خم و راست میشوند، یا مثل داریوش انگار سخنرانی میکنند. در حالی که خواننده پاپ باید بازی کند، باید شعر را بازی کند. ماجده الرومی وقتی میگوید: ” باران سیاه از چشمان من میریزد” هم احساس باران و هم احساس رنج و هم احساس گریستن را در خواندنش حس میکنیم. اگر صدای موسیقی را قطع کنیم تقریبا بخش اعظم خوانندگان ایرانی معلوم نیست کدام ترانهشان را میخوانند، در حالی که برای کسی که عربی نمیدانند معلوم است که ماجده درباره چه میخواند. گوگوش از معدود خوانندگان ایرانی است که شعرش را بازی میکند. بسیاری از ترانههای گوگوش داستان دارد، مثل مرداب، او در این کارها به ما نشان میدهد که دارد قصه میگوید. یا وقتی از مرداب یا پل یا دست یا عشق یا ایران حرف میزند، دقیقا ما از بار عاطفی کلماتش میفهمیم که درباره چه میخواند. من میتوانم دهها مثال بزنم که هر کدام از ترانههای گوگوش چرا وقتی توسط خواننده دیگری خوانده میشود، به دلیل این که ترانه با تمام قلب و صورت و چشم و بدن خوانده نمیشود، فقط ما را به یاد گوگوش میاندازد، و گرنه ترانههای گوگوش را فقط خودش یا کسی که او را بخوبی تقلید کند، میتواند بخواند.
سه، سومین موضوع مهم در کار گوگوش خواندن شعرهای مربوط به زندگی است. یعنی همان که موسیقی پاپ به آن نیازمند است. اینکه خواننده پاپ باید از آسمان و فلسفه و عرفان به زمین هبوط کند و درباره زندگی ما بخواند. در فیلم ” واک د لاین” که زندگی جانی کش، خواننده خوب پاپ آمریکا را نشان می دهد، تمام نکته فیلم به همین است. این که به جای ترانه در باب حقیقت یا خوبی یا بهشت یا هجران و دوری یا هر کوفت دیگری، باید به زندگی اکنون آدمها ترانه خواند، مهم است. اگر چه تاریخ بی نظیر شعر فارسی ما را در معرض معدنی بزرگ از اشعار بسیار زیبا می گذارد، اما شعر موسیقی پاپ لاجرم باید با شعر- بخصوص شعری که زمینی نیست- فاصله داشته باشد. استفاده از داستان در ترانه، یکی از ویژگیهای خوب ترانه های گوگوش و یکی از راههای زمینی کردن آن است. البته اشعار گوگوش خود بخود با اسامی شان شبیه یک نقشه جغرافیا می ماند، یا ” مرداب” است یا ” کویر” یا ” کوه” یا ” جاده” یا ” پل” و در هر حال انگار شاعر همه شعرها را در حال مسافرت سروده است، اما عبور از ترانه آسمانی و زمینی شدن یک ویژگی خوب ترانه گوگوش است. نکته مهم این که بخشی از ترانه های گوگوش، بیشتر شبیه کارهای اردلان سرفراز، جز آنکه ترانه هایی خوب و ماندگار برای خواننده ای مهم و بزرگ است، خود تحولی است در ترانه سرایی ایران. بسیاری از این ترانه ها اوج شاعری یک ترانه سراست و هرگز مضامینی چنین بدیع و تازه و عمومی و عمیق در ترانه سرایی ایران راه نیافت. کارهایی مانند ” پل”، ” جاده”، ” دیوار سنگی”، ” دو ماهی”، ” کوه” قطعاتی بی نظیر است. برخی شاعران و خوانندگان و ترانه سازان ایرانی کوشیده اند در سالهای بعد از 1350 ترانه سرایی را جدی بگیرند. نامجو، آرش سبحانی، فرهاد، فریدون فروغی، شاهکار بینش پژوه، محمد صالح علاء( به عنوان شاعر) برخی ترانه های عمیق و ماندگار را سرودند. بعضی ترانههای سیاسی و اجتماعی و برخی با مضامین انسانی و بخصوص عاشقانه یا میهنی ماندگار شدند و بیتردید جزو بهترین ترانههای فارسی به شمار میروند. ترانههای گوگوش در تمام این سالهای جزو بهترینهاست.
چهار، برای من ارزش خاصی محسوب نمیشود، اگر فکر کنم یک خواننده بزرگ اپرا، زمانی آشپز یک پادگان بوده است، یا برعکس فکر کنم فلان شاهزاده دانمارکی یا فرزند فلان بازیگر بزرگ سینما خوانندهای بزرگ شده است. برایم مهم این است که این ورود به دنیای موسیقی، ماندن در آن و ادامه حضور چگونه است. گوگوش از پدری به نام صابر آتشین وارد عالم نمایش و هنر و خواندن شد. از کودکی بازیگر سینما بود، از نوجوانی خواند و سالها در فضای توفانی سیاسی – اجتماعی ایران سرش به در و دیوار کوبیده شد. نمیدانم چه عشقی میان او و قربانی وجود داشت، اما میدانم که نه گوگوش خردسال و نه قربانی بدنام آدمهای یک عشق نبودند. حتی باورم نمیشود رابطه عاشقانه بازیگری مثل بهروز وثوقی و گوگوش، اگر چه هر دو در سنین جوانی و شاید عدم بلوغ فکری مدتی با هم زندگی کردند. اما هر چه بود، گوگوشی که هیچ چیز غیر از پدری که در کابارهها کار نمایش میکرد، نداشت فرق میکرد تا بچه سرهنگهایی مثل شهرام و شهره صولتی که به سفارش پدر وارد تلویزیون میشدند، یا ستارههایی که یک شب تتق میزدند، مثل “نلی” بچه سال و شب دیگر در آسمان هنر ایران ستاره نشان سقوط میکرد یا کسانی که صدای یک نسل بودند، کسانی مانند داریوش و مرتضی که نسلی را نمایندگی میکردند که از زندگی ماشینی خسته بودند و دنبال مفهوم و محتوی میگشتند. فکرش چندان سخت نیست، اگر بفهمیم که همین هم وارداتی بود. یا کسی مثل فریدون فرخزاد که علیرغم صدای خوب، رفتار مناسب یک شومن، سواد کافی و مهمتر از همه رابطه نسبی با بزرگترین زن شاعر ایرانی، خوانندهای شد که کارش یا یک روز کپی از یک ترانه یونانی بود، یا کپی از ترانه معروف یهودی، یا کپی از ترانه معروف روسی-فرانسوی و هر چه بود، خودش نبود که ترانه خوان یک نسل یا گروهی از مردم شود و البته او بخاطر عقاید سیاسیاش و پیوستناش به گروهی از جریانهای سیاسی مرگی دردناک داشت و همین شاید ما را از قضاوتی معقول دور میکند. اما هر چه که بود، فریدون فرخزاد کمتر از هر چیز خواننده بود و بیش از همه شومن خوب تلویزیون. گوگوش در همان بیست سالگی همه را پشت سرگذاشت، عکساش تضمین فروش هر مجلهای بود و حضورش تضمین فروش هر فیلم سینمایی. خوانندهای حرفهای بود که بدترین نام ممکن که برایش انتخاب کردند: “شاه ماهی هنر ایران” و کسی اعتراض نکرد که این اسم نه از سوی مخاطبان و منتقدان و نویسندگان تاریخ موسیقی ایران، بلکه از جانب تهیهکنندگانی که با صید این شاهماهی و بهره بردن از او میتوانستند بارشان را ببندند، آردشان را ببیزند و الکشان را بیاویزند، گذاشته شده است. انگار همیشه او باید وجود مستقلاش را فراموش میکرد، یا اسیر فلان کاباره دار و فلان تلویزیون میشد، یا تصویری ممنوع برای همیشه، یا هنرمندی که نیمی از عمر هنریاش را در چنان انزوایی از حضور هنری گذراند که نوشتن نامش بدون صفت زشت و هزار اتهام کاملا ممنوع بود. قدرتی بزرگ بود که مهمترین پدیده رسانه یک کشور بکلی محو شود. بدان میماند که اهرام مصر را بخواهند بکلی از سرنوشت و تاریخ این کشور محو کنند. ممکن است، اما قطعا سخت است. گوگوش سالهای مدید در هیچ صحنهای دیده نشد، جز صدایش که در خانه هر کسی و در حافظه همه مردم مانده بود. این دیگر محو شدنی نبود. آن کارگردان بزرگ سرانجام با هر حساب و کتابی که خود میدانست او را از ایران خارج کرد. با هزار حرف و حدیث ناگفته، شاید فقط خود گوگوش روزی همه این حرفها را بزند و داستانش را روایت کند. در همه این سالها ترانههایش بارها توسط افراد مختلف رسما و غیر رسمی به سرقت رفت. انگار جزو اموال عمومی است و بسیاری سعی کردند امضای او و نام او را از آنچه او ساخته بود محو کنند. بیرون آمدنش نیز به همان اندازه که ماندنش حرف و حدیث داشت، با مشکل مواجه بود. گوگوش وقتی بیرون آمد، تصمیم گرفته بود ادامة حضور باشکوه گذشتهاش را در دل مردم داشته باشد، نه سرنوشتی که دیگر خوانندگانی که بعدا لسآنجلس پایتخت شان شد پیدا کرده بودند. مدتها با شکایت برخی از آنها که مثل همیشه صدا و اجرای او را میخریدند و از این راه دکان پررونقی داشتند مجبور شد گوشهنشین بشود و بعد همان شد که ادامه منطقیاش بود. اجراهایی غریب و پر شکوه و شبهایی به یادماندنی، اما این بار شاید برای خودش. او بانویی است که ایران را میشناسد، در غمانگیزترین و تلخترین روزها آن سرزمین را زندگی کرده است و توانسته است تازگی لحن و گویش خود را حفظ کند. او درست در زمانی که ممکن بود تمام بشود از ایران بیرون آمد و بهترین کارهایی را که میشد کرد. حالا، هنوز هم او ملکه آواز ایران است. موسیقی پاپ ایران بدون او حتما بخش مهمی را کم دارد.
پنج، بعضی از خوانندگان راک و پاپ، سیاستمدار هستند، سیاستمدارتر از هنر خود، آدمهایی مثل باب گلداف در میان فرنگیان یا شاهین نجفی بیش از آنکه هنرمند باشند، که هستند، اهل سیاستاند، آنها جریان سیاسی میسازند و با این جریانسازی خود نیز گاه بسیار مطرحاند و گاه از گردونه بیرون می افتند. گروه دوم کسانی هستند که هیچ کاری به سیاست ندارند، آنها در سرزمینهای دیکتاتوری معمولا تا زمانی همه چیزشان به راه است که تغییری رخ ندهد. گاهی بعد از یک انقلاب به عنوان مصادیق بارز فسق و فجور یا وابستگان بورژوازی یا وابستگی به رژیم پیشین محو میشوند یا اگر اندک شعوری در دیکتاتورها باشد به کارشان ادامه می دهند. گروه سوم کسانیاند که باهوشاند، زبانشان به مردم نزدیک است، تحول اجتماعی را میطلبند و به نوعی در کنار هنرمندی شأن روشنفکری هم دارند. گوگوش رفتار انسانی هوشمند را داشت که کشورش را دوست دارد. او میدانست بدون مخاطبانش جایی نمیتواند برود. میدانست که در رژیم گذشته هنرمند معمولا نمیتواند خود را از سیستم کنار بکشد، مگر این که آنقدر بزرگ باشد که سیستم مجبور به تحملش شود. گوگوش بیش از هر چیز چهره جوانان ماند و با آنها رشد کرد. او مثل بسیاری از هنرمندان در عصر اصلاحات آن دوران را درک کرد و دانست که این اصلاح به نفع کل جامعه ایران است و در زمانی که جنبش سبز رخ داد، گوگوش کاملا از جنبش حمایت کرد. اما حمایت او نه حمایت از سر سیاست بازی یا دنبال مردم دویدن، بلکه به عنوان یک عضو جامعه بود. شاید به همین دلیل بود که او همواره مثل یک هوادار جنبش آزادی در کنار مردم ماند، با آنها امیدوار شد و شاید همراه آنان نومید شده باشد. برای جنبش ترانه خواند و در کنسرتهایش از چهرههای جنبش نام آورد. او در رنجها و شادیهای مردمی که با آنان زیسته بود شریک شد.
گوگوش، فارغ از دغدغههای سیاست و جامعه، چه بخواهیم و چه نخواهیم، چهره اول موسیقی پاپ ایران است. زندگی او، اگر زمانی نوشته بشود، تاریخ موسیقی پاپ در ایران نوشته خواهد شد. او نه فقط در ایران، بلکه در فارسی زبانانی چون تاجیکستان و افغانستان و در میان کردها و مردم عراق و بسیاری از مخاطبان موسیقی در جهان مخاطبان بسیاری دارد. زمانی مردم تاجیکستان تصمیم گرفته بودند او را به عنوان رئیس جمهور کشورشان انتخاب کنند. در ایران جنبش اصلاحات برای اینکه گستردگی دامنهاش را نشان بدهد، گفته بودند جنبشی است که از ” گوگوش تا سروش” در آن جای میگیرند. اگر یک روز انتخابات آزاد برگزار شد، یادم باشد که به او رای بدهم، مطمئنم کسی که کاری دشوار مثل اجرای یک کنسرت را در حضور ده هزار نفر بلد است انجام بدهد، مطمئنا رئیس جمهور خوبی هم برای ایران خواهد بود. شوخی نیست. این جمله را یک طنزنویس نوشته است.
ابراهیم نبوی، استراسبورگ، ششم دی 1389
December 29th, 2010 at 5:30 am
خانم گوگوش عزیز خیلی دوست دارم
December 29th, 2010 at 7:42 am
بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست
December 29th, 2010 at 7:46 am
خیلی خوشحال شدم که با شما از طریق من و تو1 آشنا شدم.امیدوارم توی کارتون همیشه موفق باشید
ما به وجودتون افتخار می کنیم
December 29th, 2010 at 7:48 am
عکستون خیلی قشنگه
دلمون برات تنگ شده .کاش یه خبری از شروع سری جدید برنامه
آکادمی بهمون میدادی.ممنون
December 29th, 2010 at 8:35 am
ببخشید اینو میگم خانم گوگوش اما لازم میدونم بگم
نظر ابراهیم نبوی واسه خودش محترمه به نظرمن
همه هنرمندان محترم هستند و آقای ابی هم حتی اگه بشه حرکت بعدیشو
حس زد یا هرچیزواسه حرف کار جدیدی نداشته باشه واسه
من و خیلی های دیگه عزیز هستن من قبل از اینکه
وارد دنیای اینترنت بشم باخانم گوگوش ازمجله جوانان مادرم که
از قدیم داشت آشنا شدم کلا همه جا ایشون متفاوت بوده مخصوصا از
نظر آرایش مواین واسه ایشون یه امتیازه و برتر اما دلیل نیست
که بگیم دیگر هنرمندان قدیمیه ما حرفی واسه گفتن ندارن
من بعدانقلاب به دنیا امدم اما به خواننده های قبل انقلاب علاقه بیشتری
دارم خانم گوگوش رو هم بیشتر از همه دوست دارم اما
نمیگم و دوست ندارم بگم یا بشنوم که دیگران رو به بدی نقد
میکنن خواهشا قدر هنرمندان رو بدونمیم چون فردا افسوس
فایده نداره وآقای نبوی حالا به هر دلیلی نظرشو داده اما
دلیل نمیشه که درست باشه یا حقیقت وبی قصد امیدوارم
خانم گوگوش هزحرفم ناراحت نشین اما این نظر منه
December 29th, 2010 at 8:36 am
نشسته ام میان ما نمانده هیچ حایلی بریده بندهای غیب گسسته ام
ز بودوهست تورا نگاه می کنم تورا که هستی منی
به روی ماه تو نگاه می کنم و هستی ام چو پاره پاره های برف
به زیر گرمی نگاه جانفروز تو به یکدم آب می شود
December 29th, 2010 at 8:38 am
سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،
نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی
که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا
December 29th, 2010 at 12:20 pm
با اجازه از گوگوش ِ عزیزم
سارا خانم، اگر واقعاً شما به هنرمندانی که جناب ِ نبوی در مطلبشون اشاره کردند علاقه دارید و همچنین اونا رو میشناسید، پس باید عمق ِ مطلب ِ ابراهیم ِ نبوی رو هم درک میکردید!!!!! در این مطلب ما ندیدیم از کسی به بدی نقد بشه، حقیقتی بیش نبود.
همهی هنرمندان واسه ما عزیز هستند، ولی چرا از حقیقت فرار میکنیم؟؟؟؟ ببخشید جسارت میکنم، اما واقعاً دیگر هنرمندان ِ ما امروز حرف ِ جدیدی واسه گفتن ندارند.
تنها گوگوشه که همیشه : آلبومهاش – ویدیوهاش – کنسرتهایی که برگزار میکنه پُر سر و صداس و همه در موردش حرف میزنن ، این یعنی اینکه گوگوش به خاطر ِ نوآوری هایی که در کارهاش داره همیشه نظر ِ مخاطب رو به سمت ِ خودش جلب میکنه، حتی اونایی که همیشه با بغض و کینه از گوگوش حرف میزنن!!!
و درودی میفرستم به شهامت ِ آقای ِ نبوی که بی پرده و رک و راست حقیقت رو نوشتند
December 30th, 2010 at 1:56 am
سری جدید اگادمی موسیقی گوگوش کی کجا وچگونه برگزار خواهد شد؟
December 30th, 2010 at 2:00 am
جونم فدات گوگوش زيباي من
December 30th, 2010 at 2:13 am
با اجازه ی گوگوش عزیز
سارا جان شما هر نظری که دارین برای خودتون و همه ی ما محترمه
ولی من فکر می کنم اگر هم انتقادی به مطلب اقای نبوی دارین بهتره با خودشون در میون بذارین نه اینجا چون نویسنده ایشون بودن نه بانو پس تصور می کنم جای طرحش اینجا نیست.
December 30th, 2010 at 2:18 am
عاشقانه دوستت دارم و میلیونها بوسه برای شما عزیز نازم می فرستم
December 30th, 2010 at 4:28 am
حضورت چون نوراست و نوروز
خیلی نازی نازنین
پاینده باشی
December 30th, 2010 at 4:49 am
با اجازهء عزیز دل
ممنون از آقای رضا برای مقالهء جانانه ای که ابراهیم نبوی عزیز بحق در مورد یگانه هنرمند موسیقی پاپ ایران
نوشتند را اینجا قراردادند ..گواینکه اساتید واهل فن وهنرشناسان واقعی ما بارها در این مورد گفته اند ونوشته اند اما اینبار جناب نبوی حقیقت گوگوش را بسیار دقیق و جذاب و خواندنی مطرح کردند .. درودبرایشان
December 30th, 2010 at 7:52 am
خانم گوگوش واقعا شرمنده که اینجا مجبورم جواب بدم
واقعا نمیخواستم اینجا اینو بگم اما
دوستی این نقل قول ازآقای نبوی رواینجا مطرح کرد
و من هم اینجا در جواب ایشون اینجا نوشتم
من نگفتم کی
چی واسه گفتن داره یا نداره گفتم به هنرمندامون احترام بزاریم
حتی اگه چیزی واسه گفتن ندارن حتی گفتم که خانم گوگوش
همیشه فرق داشتن با دیگران من خودم اینو میدونم همه میدونن
اما من بازم میگم هنرمندان قدیمیه تکرار نمیشن فردا جای
غصه خوردن نیست امروز باید به فکر باشیم و قدرشونو بدونیم
من خودم عاشق خانم گوگوشم تواتاقم فقط عکس ایشون هست
نه هیچ خواننده هیچ وقت غیر از سایت خانم گوگوش توسایت
هیچ خواننده دیگه ای نرفتم جزء طرفدارهای دیگرانم نیستم
فقط در جواب اون آقا نوشتم چون احترام به هنرمندان قدیمی واجبه
من فقط و فقط خواستم اینو بگم اما انگار عده ای متوجه حرفم
نشدن خانم گوگوش امیدوارم شما حرفهای منو عین اینا تعبیرنکنین
December 30th, 2010 at 8:06 am
بگذار یکبار دیگر
کمی
نفس بکشم
تو را
با چه واژه ای دل تنگی ام را یادت بیاورم
کدام حسم را خواستن بنامم
من گمم
غرقم
در دنیایی سراسر دیوار
فقط بگو
چگونه نگاه کنم تا آوار نشود نگاهم بر سرت
همین
December 30th, 2010 at 8:08 am
با شما هستم …
هیچ چشمداشتی ندارم از آنان که دوستشان دارم
آنان آزادند و رها .
حتی اگر
تمام دلخوریهای عالم را
به یکباره بر سرم خالی کنند
December 30th, 2010 at 8:08 am
حالا که دانستهای دوستت دارم
خیالت تخت تخت شد؟!
خب بانوی شعرهای نابم
میتوانم کمی با شعرهایم در خیالت بخوابم؟
December 30th, 2010 at 8:09 am
آسمون برای داشتن ماه دام نمیذاره
شاید آزادی آسمونه که
ماه را پایبند می کنه
December 30th, 2010 at 8:10 am
گر روزی
حافظه ی حجیم خاطراتم را غربال کنند
جز خاطر تو
هیچ باقی نمی ماند
هیچ
December 30th, 2010 at 10:38 am
بانوی بزرگوار بنده عذر میخوام ولی ذکر مطلبی واجبه
این وبلاگ که دیگه برای ما محراب عشق تلقی میشه ارتباط زیبایی رو با شما به
وجود آورده…هر کس مختاره مطلبی یا حرف یا درددلی رو که فکر میکنه باید
با شما در میون بذاره،بذاره اما گاهی میشه که حرفهای بی ربط هم گفته میشه
خطاب به دوست عزیزی که هنوز نمیدونه باید احترام و ادب رو رعایت کنه
بگم که کسی به هیچ هنرمندی بی احترامی نکرد فقط یک نقد بود در مورد
اجرای زنده ی این عزیزان که به حق بود ما هم قدر هنرمندان خودمون رو
می دونیم اما اگر نقدی نباشه پیشرفتی هم نیست
December 30th, 2010 at 10:38 am
امیدوارم بانو جسارت دوباره ی من رو ببخشن
سارا جان من سعی کردم در کامنتم ادب رو رعایت کنم چون در شان این خونه نمی بینم که پا از ادب فراتر بگذارم خوشحال می شدم اگر این احترام متقابل می بود.
در مورد نظرتون هم گفتم کاملا محترمه ولی هنوزم فکر می کنم جای طرحش اینجا نیست.
به نظرم به این بحث خاتمه بدیم بهتر باشه.
موفق باشین
December 30th, 2010 at 10:44 am
با اجازه از گوگوش ِ عزیزم
سارا جان
اینا که شما میگید اسم دارن
خوبه کمی احترام گذاشتن به طرف ِ مقابل هم یاد بگیرید
و باید بگم این شما بودید ، مسئله ای که مربوط به این بلاگ نمیشد رو مطرح کردید
حرف ِ حق زور داره؟؟
همیشه وقتی هر حرفی رو میزنید منتظر ِ واکنش ِ دیگران هم باشید
کاش فقط شعار نمیدادیم!!!! عمل کردن هم خوبه.
December 30th, 2010 at 11:58 am
سلام خیلی خوشحالم که حرفامو خوندین و چون پاک نکردین
انگار تونستم منظورمو این بار درست بگم ممنون خانم گوگوش
واسه همه چیز واسه گوگوش دادن به حرفای من وبه امید
دیدار شما من همیشه منتظر اون روز هستم بوس
December 30th, 2010 at 12:26 pm
در چشمانت چيست که مرا به سوي خود ميکشد؟
در گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟
در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟
صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم
دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست دارم که بداني دوستت دارم
December 30th, 2010 at 12:27 pm
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم
و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟
بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند.
کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است
باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم
برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است
December 30th, 2010 at 12:28 pm
وقتی که تو را دیدم بذر عشق در قلبم کاشته شد با محبت آن را آبیاری کردم
و با لطافت آن را نورانی کردم و اینک عشقت در قلبم سر به فلک کشیده
و جوانه های خاطره را به میوه های آرزو سپرده
من با دستان انتظار میوه هایت را می چینم و لبریز از امید فریاد می کشم
تک درخت عشق و امید و آرزوی من با تمام وجود دوستت دارم .
December 30th, 2010 at 12:28 pm
هيچ وقت گريه نکن ! چون هيچکس لياقت اشکهای تو را نداره.
اگه هم داشته باشه طاقت اشکهای زيبای تو را نداره…
December 30th, 2010 at 12:29 pm
قاب عكستو زدم جاي ساعت ديواري
از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام …
December 30th, 2010 at 12:40 pm
می دانم که خوب می دانی…شده ای تمام ِمن
December 30th, 2010 at 9:05 pm
نازنین یار ، دلبر دیرین
فرا رسیدن سال نوی میلادی رو به شما هنرمند ارزشمند و بزرگوار شادباش میگم
از خدا می خوام در روزها و سالهای پیش رو ، همیشه شادی و آرامش و سلامت ، قرین و همراه شما باشه
از خدا سربلندی و موفقیت روزافزون تون رو خواستارم
شما بهترین هستید ، از خدا می خوام بهترین ها رو نصیب شما کنه
سایه تون بر سر ما مستدام ، لب تون پر از شکوفه های خنده ، دلتون پر از نور عشق و امید و نفس تون
همیشه گرم باشه
پاینده باشید بانوی نازنین و همیشه عزیز من
December 30th, 2010 at 9:14 pm
خانم گوگوش عزیز
هر روز که می گذره ، با زوایای تازه ای از شخصیت و هنر والای شما آشنا میشم
هر روز بیشتر از روز پیش به عظمت و بزرگی شما پی می برم
و خوشحالم که در جمع دوستداران شما هستم
بیشتر از همیشه دوست تون دارم
December 31st, 2010 at 4:41 am
سلام خانم گوگوش
سال نو میلادی رو تبریک میگم و امیدوارم که سالی پر برکت داشته باشید و امسال هم مثل همیشه کارهای زیبا و فوق العاده ای از شما ببینیم. من از صمیم قلب عاشق شما وکار های زیباتون هستم
خیلی دوستتون دارم در پناه دوست
December 31st, 2010 at 5:33 am
Aziz tar az omre dobarei baram…
December 31st, 2010 at 10:13 am
فقط سکوت در جواب…
December 31st, 2010 at 10:19 am
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
December 31st, 2010 at 10:21 am
دیشب توی خوابم باز تورو دیدم
صدات زدم اما تو رفتی از خواب پریدم
کاش میشد بخوابم و صبح باشی تو کنارم
ولی اینا همش خیاله تورو ندارم
December 31st, 2010 at 10:22 am
عكس تو هميشه اينجاست ، كه نده دوريت عذابم ،
بشمارم چندتا ستاره ، كه ببينمت تو خوابم ،
بيا با من قدم بزن تو كوچه درد دلام ،
بكشنه تنهايي من با يك تبسم يه سلام ، پاييز مياد از اشكتو ،
واسه خودش غم مياره ، بهار پيش رنگ نگات ، قشنگيشو كم مياره.
December 31st, 2010 at 10:29 am
می نویسم..
همه این بی نوشتن ها را.. می نویسم همه دردها را..می نویسم…
برای تو..
می نویسم.
تمام آن لحظاتی را كه بی تو سر كردم.. بی تو میرفتم.. تنها و
برای تو..
می نویسم.. همان طور كه بخواهی.. همانطور كه تو بخوانی..
چون تو خود خواستی كه حرفهایم را با تو قسمت كنم..
می نویسم..
از همه روزهای دلتنگی .. از همه روزهای بی كسی..
از همه روزهای كه حتی سلامی نبود…حتی احوالپرسی مختصری..
كه من به همه اینها راضی بودم..
می نویسم برایت … چه باشی.. چه نباشی..چه بخوانی.. چه نخوانی..
من فقط می نویسم . تمام سفیدها را برایت سیاه می كنم..
تمام نقطه ها را به سر خط می برم و برایت می نویسم..
می نویسم..
فقط و فقط برای تو می نویسم..
من شب هنگام روی تخت چشم ها را می بندم
تاتو راپیدا کنم تو همین حوالی هستی
چه فکرت ته خط باشد چه یک نقطه تومهمان رویای شبانه منی
برای نقطه پایان تنهایی تو تنها اسمی بودی كه صدا كردم
…
پس مینویسم و فقط برای تو مینویسم فقط و فقط برای تو
December 31st, 2010 at 11:18 am
بعضی وقتها فکر میکنم
که ای کاش چراغ جادو را صاحب شوم
هر وقت که غرق در زیبایی ات و گم می شوم
با یک آرزو
زود پیدایت کنم
…
بهرنگ قاسمی
December 31st, 2010 at 12:31 pm
سلام خانم گوگوش عزیزم اومدم سال نو میلادی رو به شما تبریک بگم حالم خوب نیست اومدم تا یه سری بزنم بهتون و بهتر بشم سال نو میلادی تون رو به شما و خانواده تون تبریک می گم و خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی عاشقتونم شما نامبر وانی و تکی و خیلی دوست دارم ببینمتون اگه ببینمتون تمام مشکلاتم حل میشه به امید شماست که من الان زنده ام و زندگی می کنم واقعا می گم خیلی خیلی دوستون دارم وقتی می ام بلاگ شما حال و هوام عوض میشه و سرگرم میشم و امیدوار میشم شما خیلی ماه هستی خیلی خوبی دیونه وار عاشقتونم می بوسمتون
December 31st, 2010 at 12:43 pm
sale noe miladi ro be shoma va hame iraniaye khareje keshvar tabrik migam.dooset daram googooshe azizam
December 31st, 2010 at 3:09 pm
googooshe azizam,sale noye miladi bar to nazanin mobarak bad,omidvaram hamvareh salamat va movafagh bashi va bedon ke ma javanane dakhele iran ba seda va ahanghaye zibaye to dar hame sharayeti ostovar khahim mand
December 31st, 2010 at 3:29 pm
Googoosh joon KHaili MiKhamet
Ba SeDat EsHgh Mikonam
i LoVE gOoGOosH
January 1st, 2011 at 9:35 am
سال نو میلادی 2011 بر شما و عاشقان شما مبارک
January 2nd, 2011 at 12:51 pm
با چند حرف تکه تکه شده
با قلبی طوفان زده
و اشک هایی که رهایم نمی کنند
با همین ناتوانی
و هیچ…به هیچ
بن بستی به رویا
و افکاری به مرداب
با همین دست و پای شکسته
می گویم
دوستت دارم…نه آنچنان که می گویم یا آنچنان که می بینی
فراتر از تمام ِ اینها
…
January 2nd, 2011 at 1:07 pm
ای فدای چشم مستت هوشمند
میفروشی جام دستت را به چند
جام دستت پرشراب لعل گون
هرکسی جزمن بنوشد-سرنگون
من ترا درمتن باران یافتم
درمیان خیل یاران یافتم
من خمارآلوده -جام توام
آهوی افتاده دردام توام
تیرمژگان ترا من خورده ام
بادل خونین پناه آورده ام
باتو پرواز صحاری میکنم
تاسحرشب زنده داری میکنم
ای صنم عشق تودنیای من است
یادتو-رویای زیبای من است
قیمتش گر جان بودجان میدهم
هرچه دیگر-گر بود-آن میدهم
January 2nd, 2011 at 1:12 pm
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه
January 2nd, 2011 at 1:15 pm
هر دم به دری كوبم
شاید تو به پیش آیی
وقتی تو به پیش آیی
من بر سر دل كوبم
January 2nd, 2011 at 1:36 pm
شاید یه كسی شب ها برای اینكه خواب تورو ببینه به خدا التماس می كنه ،
شاید یه كسی به محض دیدن تو دستش یخ میزنه و تپش قلبش مرتب بیشتر میشه ،
مطمئن باش یه كسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشك می خوابه ،
ولی تو اون رو نمی بینی
اگه گفتی اون کیه منم دیگه !
January 2nd, 2011 at 1:39 pm
در خلوت من نگاه سبزت جاریست
این قسمت بی تو بودنم اجباریست
افسوس که نمیشود کنارت باشم
بی تو هر ثانیه و لحظه ی من تکراریست
January 2nd, 2011 at 1:50 pm
خوب بانو من برم دیگه به امید دیدار
January 3rd, 2011 at 2:59 am
هر چه بیشتر نگاهت می کنم
کمتر تو را می بینم
این همه زیبایی تو
که در چشم هایم جا نمی شوی
…
January 3rd, 2011 at 4:16 am
تو تا کجا زیبایی بانو؟؟
می سازی من رو..ویرون می کنی..مسخ می کنی
می دونم خدا هم غرق تماشای توست
January 3rd, 2011 at 5:16 am
salam khanome googooshe azizam.lotfan javabe commente mano bedin dar avalin forsati ke pish omad baraton.emtehanaye manam shoro shode man nemitonam ziad biam inja.ba in halam fekr konid emtehanao chetor midam!!!fadatooon besham.mer30.dosetoooooooooooooooon daram khili ziad.mibosameton
January 3rd, 2011 at 7:30 am
سلام بانو داشتم درس میخوندم یهو چشمم افتاد به عکس شما نتونستم
خودمو کنترل کنم امدم یه سری اینجا وزاحمتون بشم چه کنیم دیگه
ما معتادتیممممممممم
January 3rd, 2011 at 7:43 am
تو مپندار که از عشق تو دل برگیرم
ترک روی تو کنم دلبر دیگر گیرم
بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری
من کفن پاره کنم عشق تو را سر گیرم
January 3rd, 2011 at 7:45 am
هار
تابستان
پاییز
زمستان
تو…فصل پنجم زندگی منی
January 3rd, 2011 at 7:47 am
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمر جاویدان بماند
خدا را می دهم سوگند بر عشق
هر آن خواهی برایت آن بماند
به پایت ثروتی افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت عمر جاویدان بماند
January 3rd, 2011 at 7:49 am
گاهی خیال می كنم از من بریده ای
بهتر از من برای دلت برگزیده ای
از من عبور می كنی و دم نمی زنی
تنها دلم خوش است كه شاید ندیده ای …
خیلی دلم واستون تنگ شده دلم گرفته خیلی
January 3rd, 2011 at 7:50 am
چی بگم اگه تو بودی
گریه ها منو نمی برد
زندگی منو می فهمید
رویاهام به هم نمی خورد …
January 3rd, 2011 at 7:50 am
دل به دلداران سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان می سپارم دل که قابل دار نیست
January 3rd, 2011 at 7:52 am
ای معنای انتظار
یك لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت كافی نیست
یك لحظه بایست و
یك جمله بگو
تكلیف دلی كه عاشقش كردی چیست
January 3rd, 2011 at 7:56 am
می گویم دوستت دارم شاید تصور کنی تنها چند واژه ی ساده
را درکنار هم گداشته ام و جمله ای را بیان کرده ام اما این تنها
یک جمله نیست دنیای لبریز از رویاهای سرخ و سبز.
همین جمله کوتاه آری همین چند واژه خود کتابیست سرشار
از معنای دوستت دارم یعنی بی حضور تو زندگی برایم بی معناست .
January 3rd, 2011 at 7:58 am
انسان عزیزش را فراموش نمی کند بلکه فقط به ندیدنش عادت می کند …
تقدیم به کسی که فراموش کردنش مثل ندیدنش غیر ممکن است
من برم دیگه عزیزم واسم دعا کنین چون درسام خیلی سخت شده …
January 3rd, 2011 at 1:30 pm
تو خود عشقی که شوق موندنی
January 5th, 2011 at 9:52 am
سلام بانوي شرقي كه الان تو غربي هر جاي دنيا كه باشي
تو قلب مني
اندازه تمام ستاره ها دوست دارم
آرزو مي كنم لحظه به لحظه سال جديد براي تو پر از شادي باشه
January 9th, 2011 at 4:57 am
سلام گوگوش
خیلی خوشحالم که دارم چیزی رو مینونیسم که تو میخونی.
شاید تکراری باشه اما بدون مانی از 3 سالگی آهنگات رو گوش میداد
نمیدونم واست جالبه یا نه اما بیش از 1000 بار آهنگ های کتیبه ریشه زرتشت رو گوش دادم.
از بهترین آلبوم هات آلبوم در امتداد شب بود مخصوصا آهنگ معجزه گر
البته من آهنگ هایی مثل بره و گرگ یا شاد شاد یا حتی سبز و سفیدت هم حفظ هستم
اسم من رو به یاد داشته باش.
پسر کوچولوی تو مانی
February 4th, 2011 at 4:01 am
سلام گوگوش عزیز
این اولین باریست که باتو گفتگو می کنم.
آهنگهایت را دوست دارم و گه گاه گوش می دم
امیدوارم همیشه موفق وشاد باشی
خدانگهدار.
February 8th, 2011 at 4:41 pm
همیشه شاد و سلامت باشید
همیشه
همیشه
همیشه
همیشه