سفرنامه
Sunday, September 27th, 2009
گاهی اوقات وقتی به گذشته نگاه میکنم، تصویری دارم از روزها و عمری که در راه و سفر گذشت و در آن روزگار من همیشه کتابچهای به همراه داشتم و قصه و خاطرات سفر را در آن ثبت میکردم
کتاب سفرهای من قصهٔ جداییها و پیمودن راهی بود که مرا از دلبستگیها و خانه و کاشانهام دور میخواست و جادهای که مرا به خود میخواند ناخواسته و قصه غصهٔ دل کندن و رفتن بود و سفرنامهٔ من خیلی وقتا بوی غم میداد و هنوز هم ، با این تفاوت که این روزها در در گوشههایی از این دفتر تصویر و خاطرهای خوش از دیدار و حس بویدن هم خونه و هم صدایی با یاران مرا با خود دارد
این چند خط هم بخشی است از این کتابچه ;
استرالیا : پرواز طولانی… شهر زیبای ملبورن… سالن پر از عشق و ترانه… شب آواز رد پای خاطره… پس از ۹ سال انتظار نه … ۳۰ سال انتظار
شب بعد… شهر ساحلی و پر از چشم اندازهای زیبای سیدنی با اپرا هاوس معروف و اکواریوم بسیار زیبا و دیدنیش… سالن پر از جمعيت… خدایا چگونه میتوانم جوابگوی این همه مهر و محبت باشم؟؟ فقط با اجرای ترانهها از اعماق قلبم و سهیم شدن با خاطرات همه این سالها…
و هفتهٔ گذشته در سفر مالزی… کوالالامپور شهری است سرسبز و زیبا با دیدنیهای فراوان ، نکتهٔ جالب و مهم آن به نظر من اینکه این مملکت مسلمان با سیستم پادشاهی دارای چنان فضای باز و آزاد مذهبی و تفکر است که دیگر مذاهب و عقاید ( هندو, بودایی, مسیحي ) نیز با آزادی کامل و احترام در آن جای میگیرند و این مطلب مرا به چنان حسرتی وا میداشت که دائماً در دل آرزو میکردم کهای کاش ایران ما نیز اینگونه میبود و این حق راتک تک شهروندان با هر سلیقه و طرز تفکر و مرام و مسلکی می داشتند
یکی از صنایع و هنرهای دیدنی که در این شهر از نزدیک شاهد آن بودم نقّاشی بر روی پارچه (باتیک) است که ناخود آگاه این هنرشان را با صنایع دستی و هنر ایران مقایسه میکردم که مسلما در این قیاس هنر ایرانی سرآمد همگان است![masjid-negara[1] masjid-negara[1]](http://googoosh.com/blog/wp-content/uploads/2009/09/masjid-negara1-150x150.jpg)
مسجد نگارا یکی از زیباترین و مدرنترین مساجد مسلمانان است که بسیار با شکوه و عظیم بنا شده و پاکیزگی و نظم وتقدس آن هر انسانی را به احترام وا میدارد
در واقع سفر به مالزی وآسيای شرقی اولین سفر من به این سوی کره خاکی است که بسیار هم برایم جالب و دیدنی بود . البته سی و چهار سال پیش سفری به هند داشتم که امیدوارم روزی خاطرات این سفر را نیز با شما در میان بگذارم
کنسرت مالزی یکی از نادرترین کنسرتهایم بود چراکه بیشترین نسل جوان در آن حضور داشتند و انرژی و حسی که در این شب آواز جاری بود برای خود من هم تجربه اي نو و بسیار دلنشین مملو از هیجان و سرزندگی بود
و اما… یکی از فراموش نشدنیترین خاطرات این سفر دیدار من با عزیزانی بود که از ایران به منظور حضور در کنسرت راهی این سفر شده بودند و البته تعدادی از این عزیزان را با اسم و نوشتههایشان از طریق همین خانهٔ عشق میشناختم ولی لمس دستان پر مهر و دیدار چهرههای زیبا و مهربانشان گرما بخش قلب و روحم شد و چنان تصویر و خاطرهای از خود برایم به جا گذاشت که از ته دل آرزو میکردم که تمامی لحظاتم را با همهٔ دوست دارانم ، بگذرانم. امید آن دارم که نه فقط رد پاي خاطره بلکه عشق به داشتن فرداهای روشن و سبز و همانا حفظ وسپاس از هویت ايرانیمان این امکان را میسر سازد که دیگر بار شاهد در آغوش کشیدنها و دیدار شما نازنینان و فرزندانم باشم
با تشکر از همگی شما و با آرزوی آزادی و سرسبزی برای ایران و ایرانی
در اینجا هم تسلیتی دارم برای ایرنیان خصوصاً جامعه هنری به دلیل فقدان و از دست دادن یکی ديگر از اساتید موسیقی کشورمان پرویز مشکاتیان یاد و هنر والای او در خاطر ما تا همیشه زنده میماند


