Archive for January, 2009

منهم درنقش صیاد ستاره ها : دو یار قدیمی از هم دورافتاده را بازهم در یک ترانهء مشترک به دام انداختم

Sunday, January 25th, 2009

یک احساس دلنشین و پر از وجد، مدتیست بامنست . وآن اینکه چندی پیش تصمیم گرفتم که شعری زیبا از اردلان سرفراز نازنینم را و با رخصت گرفتن ازاو  به حسن شماعی زاده  عزیزم بسپارم تا یکبار دیگر شاهد googoosh4511آفرینش یک ترانهء زیبا وبیاد ماندنی از این دویار قدیمی باشیم . همین که این دو را با یاری ومهربانی فرید زلاند عزیز به هم مرتبط کردم دیگر من کارم را به انجام رساندم . که در انتظار زایش  یک شاهکار بعد از سالها باشیم . منهم مانند شما آرزوی همکاری مجدد این دو هنرمند باذوق و قدیمی رو دارم . منتظر میمانیم چون باور داریم که انگیزهء لازم را در اختیار دارند . شک ندارم همهء ایرانیان و فارسی زبانان از نتیجهء این کار مشترک لذت خواهند برد.. به امید آنروز که دیر نخواهد بود

کلامی زیبا از سهراب سپهری

Wednesday, January 21st, 2009

در کف دست زمین ، گوهر ناپیدائیست

که رسولان همه از تابش آن خیره شدند

9

!بدون شرح

Wednesday, January 21st, 2009

xrhhd

روح ﮐﻼم ﻋﺸﻘﯽ‬

Wednesday, January 21st, 2009

ای پرندگان ، آوازتان

در بوته زار طنینی نداردfarid-zoland

به جنگل آفتابی بشتابید

( هرمان هسه )

همکاری من با گوگوش به ترانه‌هایی‌ چون  مرهم ، پرسش ، شکایت و … بر میگردد که هر کدام برگی درخشان در کارنامه هنری هر دوی ما با کلام اردلان سرفراز نازنین است که رنگینه‌ای در تاریخ موسیقی‌ سرزمینمان بوده و هست

بعد از انقلاب و خروج اجباری ما از ایران، گوگوش در ایرانی مانده بود که به هنرمندش اجازه فعالیت نمی‌‌داد و مایی که با تمام سختی‌ها در غربت موسیقی را زنده نگه داشته بودیم، جای خالی‌‌اش را احساس می‌‌کردیم.  جای خالی‌ صدایی که تکرارش در تاریخ بیشتر به رویا شبیه است

گوگوش به کانادا آمد و من در آن زمان با او در تماس نبودام تا چندی پیش که با هم تماس گرفتیم و مقدمه دیدارمان فراهم شد

عضوی از خانواده‌ام را انگاره یافتم که دغدغه‌اش ذات زلال هنر است و صحبت‌هایش از درک مشکلات جامعه هنری خبر می‌‌دهد. با هم در مورد خانه هنرمندان و اجتماع آنان برای آینده‌ای بهتر صحبت کردیم و همکاری مجدد پس از سالها که مژده من برای شما دوستان در سایت رسمی‌ گوگوش نازنین است

همکاری که در جان ملودی‌های من دریچه‌ای گشوده برای صدایی که در خروش به موجی شبیه است که انعطاف‌اش بستر شکوفا شدن کلام و موسیقیست،  شور و شوقی که به زلالی رنگ به روی کلاویه‌های پیانو سرانگشت به سرانگشت لحظه می‌‌آفریند و در آخر تبدیل به نت‌هایی‌ می‌‌شود که عاشق صدائ آوازه خوانش است و آن آهنگ ساز منم

امیدوارم به شمایی که در این شاهراه جهانی‌ فعالیت می‌کنید تا با نگاه درست و عمیق تان به جهان، اینترنت را به پلی برای هنرمندان و مخاطبان پدید آرید و از هراس نگاه‌های بغض زده و پریشان در خفا مانده در امان باشید که برگ آزادی جان در دست کسی‌ است که حقیقت را در اندیشه‌اش جستار می‌کند

به امید رهایی سرزمینی که ایرانش می‌‌داریم

فرید زلاند

زمستان 1387

کنسرت گوگوش در تالار رادیو – افغانستان

Sunday, January 18th, 2009

یاد آنروزها که درکابل ودر رادیو افغانستان با استاد جلیل زلاند وبا ارکستر رادیو این ترانه ی زیبا را اجرا کردیم
به خیر باد