شب یلدا شب عاشقان
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
و این منم زنی تنها در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده زمین و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت
………….. ………….
امروز روز اول دی ماه است
من با فروغ شب یلدا را جشن گرفته ایم . او تنها مهمان شب یلدای من است ، انار هم هست ، هندوانه، شب چره….. تا صبحدم!
کتاب را میبندم…
از پنجره به باغچه نگاه میکنم، همه جا سپید است زمین و آسمان
سرو زیبا و مغرور باغچه من چه بی صدا تاب میآورد سنگینی برف را بر قامتش و سکوت سرد زمستان را
سپیدی برف مرا خیره میکند…….. به آنجا…….. لا به لای برف ها گم میشوم ….و بی صدا تاب میآورم این سنگینی سکوت را
و در آرزوی تابش خورشید ، گرمی آفتاب …..آب شدن …….جاری شدن
بی صدا…. من سکوت را تاب میآورم یلدای ۱۳۶۷
و امشب یلدایی دیگر… باز هم جشن من و فروغ و باغچهای مهتابی
کتاب را باز میکنم
و گوشه ای از آن مینویسم: ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد
ایمان بیاوریم به آواز پرنده خورشید در راه است…
Category: Uncategorized 66 comments »



December 19th, 2008 at 11:06 pm
با درود به شاه ماهی هنر ایران
شب یلدا بر شما مبارک
پری ناز
December 19th, 2008 at 11:32 pm
و ایمان آوردیم به قلب پاک واحساس بی آلایش گوگوش
یلدا با فروغ و فائقه لطف دیگری دارد
حیف از این گوگوش زیبا و پر تمنا نیست که در پشت ترانه های نه چندان خوب سال های اخیر پنهان شده بود
به امید ترانه های زیبای گوگوش عزیز م و بابک امینی
ساناز
December 20th, 2008 at 12:18 am
ای حرف های تو خوب. ای واژه های تو امید
ای کلام تو صبح. بامن سخن بگو. بگذارازتوبرویم
با تو جوانه بزنم در تو سبز شوم .
بگذار در این یلدای سرد از بهار تو ماندگار شوم
یلدا خوشی را برایت آرزو دارم ای تو همیشه بهار
December 20th, 2008 at 12:40 am
نوشته هایت مرا به یاد فردا می اندازد
فردا یی زیبا وآسمانی که آبی ابی است بی هیچ لکه ابری
ومن در شب یلدا شب عاشقان تنهاییم را با صدای تو پر میکنم
چرا که بزرگترین عشق زندگی من میباشی
گوگوشم یلدایت مبارکت
December 20th, 2008 at 1:11 am
Ey yar , Ey yegane tarin yar…
yaldayi khushtar az Yaldaye aabi nadidam , yaldayi ke
ba hedie ye doost dashtani at hezaran barabar
khatere angiz tar shod…
dar aghaze fasle sarma “Dar ebtedaye darke hasti alude ye zamin”
Yaldayi khosh barayat ey nazanintarin arezoo mikonam
Emruz , rooze aval deymah ast
man raze fasl ha ra midanammmmmm
December 20th, 2008 at 1:12 am
در این شب یلدای غریب تنها تو را جستجو می کنم
تو وعده سبز شدن دل کویری مرا دادی وبغض بی پایان مرا خواندی
من پر از حس تنهایی و پروازم
وقتی که باران نمی بارد برمن ببار
ای گوگوشم ای همیشه بهار من
دوست دارم دوست تو باشم
کسی که صدایت را میشنود و دلهره هایت را می شناسد
وخوب میداند تنهایی توچه طمعی دارد
امانه …… تو تنها نیستی زیرا که میلیونها عاشق از جان گذشته داری
December 20th, 2008 at 1:38 am
نازنینم شب یلدای خوشی را برایت آرزو دارم
آرزودارم دارم همیشه باشی و همیشیه برایمان بخوانی
زیرا که با صدایت جانی دوباره میگیرم
پس همیشه بمان و همیشه بخوان
به شادترین وغمگین ترین روزهای زندگیم قسم
دنیا را بی تو نمی خواهم
December 20th, 2008 at 1:48 am
نگاه کن با چه سر سختی تو این سرما
برای تو یه فصل تازه می سازیم
یه فصل ÷اک / یه فصل امن و بی وحشت
برای تو که یه گلبرگ زود رنجی
یه فصل گرم و راحت زیر ÷وست ما
برای توگوگوش جان که با ارزش ترین گنجی
یادایت مبارک
December 20th, 2008 at 2:01 am
من هم شب یلدایم را با دو بانوی بزرگ جشن میگیرم
فروغ وگوگوش هردو در حرفه خود اغاز گر و جاودانه
یکی در شعر و دیگری در موسیقی
شب یلدا شب عاشقان با فروغ وگوگوش زیباست
December 20th, 2008 at 2:49 am
با سلام بر بانوی آواز ایران
امید که شب یلدا سالم و تندرست در کنار خانواده باشی
دوست داریم گوگوش
December 20th, 2008 at 2:50 am
تو غرورت مثل کوه مهربونیت مثل بارون مثل آب. شب یلدا بر عزیز ترین هنرمند ما مبارک با آرزوی بهترینها برای شاه ماهی بی رقیب ایران
December 20th, 2008 at 3:07 am
Yalda shabe eshgh dadano eshgh varzidan ast
shabi ke say mikonim ba deldadan va delsepordan aan ra be behtarinnahv poshte sar bogzarim va milade khorshid ra nezare konim
yalda yani zendegi dobare tabeyat va entezar baraye shoruyei dobare imn beyavarim be parvaze parande
yaldaye hamegan noorani bad
December 20th, 2008 at 3:38 am
با سلام به شاه ماهی هنر دنیا
چقدر زیبا و با احساس مینویسی. شب یلدایت مبارک باد
شهرام
December 20th, 2008 at 4:14 am
با سلام به آفتابی ترین بانوی زمین
نازنینم ، گل بیتای من ، نگین پرفروغ تاج هنر سرزمین من
چرا تنها ، تو را در این شب طولانی تمامی دوستدارانت همراهی خواهند نمود .با نام و یاد تو امشب پر ستاره تر از هر شب سال خواهد بود .
نازنینم ، امشب نیز مانند تمام شبهای زندگیم ، صدا و تصویر تو گرمابخش محفل آریایی ما خواهد بود .
شادباش مرا در این شب پذیرا باش .
و نیز بوسه های مرا بر دستان پرمهرت .
و من نیز با تو همصدا می شوم : ایمان بیاوریم به پایان فصل سرد
آری وقت جاری شدن است . زمان نورافشانی خورشید بی غروب هنر ایران است . همه ما منتظریم .
منتظر آغازی نو . منتظر آواز پرنده .
December 20th, 2008 at 4:18 am
هر وقت به بلاگ میام غرق لذت میشوم
هم از نوشته های خود وهم از نوشته های عاشقانت
در شب یلدا تو تنها نیستی چراکه هزاران هزار عاشقانت
بیاد تو این شب را سپری میکنند
ای بزرگ بانوی موسیقی سرزمینم
December 20th, 2008 at 4:33 am
گوگوش مهربانم
در نوشته هایت غم تنهاییت را حس کردم ودلم مالامال از غم شد
خدا کنه که من اشتباه کرده باشم
تو هیچ وقت تنها نیستی هیچ وقت
چرا که همچنان که خودت خواندی میلیونها خواهر وبرادر داری
و به مانند کوه پشت تو ایستاده اند
December 20th, 2008 at 5:04 am
صدای گرم تو به شب یلدایم گرما می بخشد
وچهره زیباومهربانت خانه ام را پر فروغ میسازند
گوگوش عزیزم
ای ستاره تابناک آسمان هنرایران زمین
یلدایت مبارک خوش باش که با شادی تو شادیم
December 20th, 2008 at 6:36 am
بر سر سفره دل نشسته ام تا یدایش را شادباش گویم
هر چه خواستم سرش را گرم کنم آرام نگرفت و اشک ریخت
گفتم تفعلی به حافظ بزنم و حافظ چنین گغت:
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور…………
دلم چون انار ترکی برداشت و لب باز کرد گفت جایش خالیست
گفتم او همیشه در قلب جای دارد و امشب تنها میهمان دردانه ی ماست
شمع را روشن کردم و تا صبح تو را در دل پذیرایم.
دردانه ی قلبم،گرمای نفسهایم را به تو تقدیم می کنم.
ز سرما بیمت مباد.
December 20th, 2008 at 6:41 am
khodaye man.
googoosh forogh………………
mage chize digei ham vaseye goftam mimone??!!!!!!!
man mat o mabhot chandin bar in matn ro khondam ..
dar fasle sarma kaner mazar forogh raftam
hesesh kardam.
jaye nazaninat khali dar anja.
aziiiiiiiiiize del yaldayat mobarak…
omidvaram saliyane sal dar kenare ham be hamin nazdiki
ba saliyane sallll dori
be hamin roshani be hamin sadegi kenare ham
ba ham bashim.. o bemonim.
ghorbonet beram man.
emshab az khoda mikham behtarin ha baraye to bashe.
tx,
Alireza.HPF
December 20th, 2008 at 8:05 am
درود بر شما
سایت هواداران گوگوش در شب تولد نور به روز رسانی شد. به امید تابش نور آزادی به شب های یلدایی ایران
و آرزوی بهترین ها برای شاه ماهی هنر ایران
هواداران گوگوش
http://www.GOOGOOSHfans.net
December 20th, 2008 at 8:25 am
گوگوش عزيز شب يلدا مبارك
:-* :-* :-*
December 20th, 2008 at 8:40 am
و یلدایِ من سالهاست که با تو آمیخته
تو فروغِ امروزی
تو فرشته ای
امشب هم با شوقِ وجودِ رنگارنگت می ایستم
یلدایت آبی و طولانی
عاشقانه ترین ها
برایِ تـــــــــــو
.
.
.
پدرام
December 20th, 2008 at 9:40 am
من سردم است و انگار هيچ وقت گرم نخواهم شد
اي يار اي يگانه ترين يار آن شراب مگر چند ساله بود؟
چقدر خوبه وقتي از فروغ مي نويسي از شاملو مي نويسي اينجوري حس مي كنم بيشتر مي شناسمت بيشتر دوست دارم نه به خاطر اينكه خودخواهم به اين دليل كه فكرت برام عزيزه فكرت بزرگه نگاهت عميقه ميدونم مولانا رو هم دوست داري شب يلداست من دارم چي مي گم حرفايي هست كه با كلام نميشه گفت پس بهتره بقيه حرفامو بخوني
شب يلدات مبارك عزيز بزرگوارم
December 20th, 2008 at 1:02 pm
چله نشین تو شدم نبض زمین تو شدم
مرده ی بی دین همه زنده به دین تو شدم
آنقدر زیبا می نویسی که جایی برای کلام من نمی ماند.
در این همه سالهای عاشقی فکر می کردم توان زیبا نوشتن پیدا کرده ام،خود را خلق چند اثر می دانستم، اما از وقتی تو می نویسی دانستم که هنوز هیچ نمی دانم.
چگونه باور کنم این همه زیباییت را.
عمرت به بلندای امشب باد زیبا دخت اهورایی.
December 20th, 2008 at 1:13 pm
تفعلی بر حافظ به نیت تو:
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زده ام فالی و فریاد رسی می آید
زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس
موسی اینجا به امید قبسی می آید
هیچکس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هر کس اینجا به طریق هوسی می آید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
اینقدر هست که بانگ جرسی می آید
جرعه ای ده که به میخانه ی ارباب کرم
هر حریفی ز پی ملتمسی می آید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غمست
گو بیا خوش که هنوزش نفسی می آید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من
ناله ای می شنوم کز قفسی می آید
یار دارد سر صید دل حافظ یاران
شاهبازی به شکار مگسی می آید
دلت پر نور و نفست گرم باد.
December 20th, 2008 at 1:14 pm
گوگوش نازنینم
چقدر زیبا مینویسی
خوشحالم که هستی و ارزو دارم جاودانه باشی
عمرت طولانی باشه
بلند تر از همه یلداهای دنیا
عاشقتم تا هیشه
December 20th, 2008 at 1:28 pm
محو نوشته های خودت ویارانت گشتم ………..ر
و در برابر این همه احساس پاک سر تعظیم فرو می آورم
و شب یلدای خوشی را برای نازنین گوگوش ویاران باوفایش آرزو می کنم
December 20th, 2008 at 1:45 pm
inke googooshe aziz hamishe az foroogh mige vaghean lezzatbakhshe.googooshe tanha mehmaane shomaa dar shabe yaldaa foroogh bood va tanha mehmane man sedaaye garme shomaa……kheili doosetoon daram..
December 20th, 2008 at 2:56 pm
چقدر زیباست
چقدر خوشحالم
چه خانواده بزرگی دارم
از گوگوش عزیزم ممنونم که همه را دور هم جمع کرد
در شب یلدا خود را تنها احساس نکردم
December 20th, 2008 at 2:59 pm
در سایت اقای نوری زاده مطلب بسیار زیبایی در باره گوگوش نوشته شده بود که خیلی از خواندنش لذت بردم که آن را برای دیگر یاران در زیر برای دیگر عاشقان می گذارم میدانم که آنها هم از خواندش لذت خواهند برد
نوری زاده | نسخه قابل چاپ | نظرات [0]
جمعه 14 دی ماه سال 1386
یک هفته با خبر/گیسوی چنگ بّبرّید به مرگ میِ ناب…
سهشنبه 18 تا شنبه 29 دسامبر
پیشدرآمد: تصویر آنچنان پس از نیم قرن زنده است که هر بار «او» را میبینم و تصویر را در برابرش ازدیوار خاطره بر میدارم و فراروی یاد و نگاهش مینهم، برای ما باورکردنش سخت است که نیم قرن از آن شبی دور شدهایم که او همچون پریچهای، پروانهوار بر دستها و شانههای پدر و برفراز آن همه صندلی که به روی هم چیده بودند، سبکبار پر میکشید… تئاتر نادر مشهد در بین مادر و پدر نشسته بودم، پنج ساله کودکی کنجکاو که به کودکستان مستوفی میرفت و حالا به پاس آنکه الفبا را یاد گرفته بود، پدر او را به دیدار دخترکی آورده بود که میگفتند مادر ندارد و پدرش که بازیگری از اهالی منزل شعبده و کمدی و اکروبات است، او را از پایتخت به دیار شاه خراسان آورده است تا در برابر چشمان حیرتزده پدر و مادرها و کودکانشان به روی صندلی وارونه بر دستهای پدر فراز شود و بعد میکرفن را کوتاه کنند تا هم قد او شود، آنگاه بخواند:
در فکر، در فکر، در فکر… و پدر گوشتالودش با خنده بگوید همهاش که شد در فکر!! د خترک ادامه دهد؛ تو بودم، تو بودم که یکی حلقه به در زد…
آن شبِ تئاتر نادر نخستین باری است که فائقه را میبینم، یعنی که او برای نسل من، نخست پریچهای است که پرواز میکند، میخواند و در فیلمهای سیاه و سفید آن روز که توی سینمای فردوسی روبروی کوچه عدلیه میدیدیم دخترک معصومی که همبازی مهین دیهیم و تابش و محتشم و سارنگ بود.
با او به نوجوانی رسیدیم، به عشق و «منو گنجشکهای خونه»ی عادتمون شد که در شادیها با ترانههای او شور جوانی را در پایکوبیها و خروش بیداریها تجربه کنیم، و وقتی عاشق میشویم برای او که جان و جهانمان را معطر کرده، زیر لب زمزمهگر ترانههای او باشیم. با گوگوش به انقلاب رسیدیم، ترانهای را که محمد صالح علا برای پدرش سالی پیش از انقلاب سروده بود و گوگوش آن را میخواند که آقا سبزه، آقا خوبه، در تب جنون زده انقلابیمان هدیهای به سید روحالله فرض کردیم. تب ما البته خیلی زود به عرق نشست، انقلاب پس از اعدامها و تیربارانها بر بام مدرسه علوی و حیات زندان قصر، صدای گوگوش را مصادره کرد. پریچه غمگین و تنها در سایه سار حصاری که بر او تحمیل کرده بودند اما، با یادهایش، تصویرهایش، و ترانههایش در حضر و سفر با ما بود. هم ما تبعیدیها، بیست سال هر شایعهای را درباره او با ولع شنیدیم و چه بسیار در خیال خود از خروج او و دوباره حضورش بر صحنه، تصویرها ساختیم. هفده سال پیش وقتی در دفتر محی الدین عالمپور عاشقترین عاشقان گوگوش، تصویرهائی تازه از او را دیدیم با فیلمی که در آن با سکوت اجباریش به ما یادآور میشد که رژیم جهل و جور و فساد یک جهان زیبائی و سرود و عشق را خانه نشین کرده است، در یادداشتهایم از سفر به روسیه و قفقاز و آسیای میانه که در «روزگار نو» و بعد کتاب «از خون دل نوشتم» به چاپ رسید فصلی به گوگوش در سالهای طاعونی ولایت فقیه اختصاص یافت. عالمپور از دیدارش گفته بود، وزیر ارشاد وقت خاتمی با این شرط که عالمپور با گوگوش مصاحبه مصور نکند، اجازه دیدار او از خانه گوگوش را از امنیت خانه ولی فقیه گرفته بود. عالمپور که تردیدی ندارم وقتی در خون خویش غوطهور بود نیز، آوائی از ترانه خوان نسلها را در گوش داشت و تصویر آخرین دیدار را در چشم، با دوربینش به خانه «خانم گوگوش خانم» ـ آنگونه که خود میگفت ـ رفته بود و از گوگوش خاموش یک جهان آواز بیصدا ثبت کرده بود. در آن یادداشتها نوشتم که در قندهار و کابل در مزار و بدخشان، در خیوه و مرو، در خجند و دوشنبه، در بخارا و سمرقند، در فرغانه و تاشکند، حتی در باکو و تفلیس، و آنسو در اربیل و سلیمیانیه و… هر جا شدم، کسانی پرسیدند خبری از گوگوش داری؟ میگذرم از آن نخستین دیدار در پی سالهای سکوت، از آن گفتگوی پر از اشک، پیش از آنکه تصویر بر صحنه رفتن او از قوه خیال به فعل درآید. دوباری که به لندن آمد، به دعوتش در شب ترانه او حاضر شدم. اما هرگز چنانکه شنبه شب 29 دسامبر 2007 در آواز و پروازش از کودکی به ساحل خاکستری عمر سفر کردم، از حضور او بر صحنه، سرشار نشده بودم. گوگوش نسل ما شنبه شب چنان پریچه کوچکی که در تئاتر نادر نیم قرن پیش، میخواند و میرقصید و موج موج زندگی و عشق و زیبائی و گاه اندوه را در دلهای ما جاری میکرد، شبی فراموش نشدنی را در جانهای ما به جا گذاشت.
گوگوش که آقای «بنی اف» رئیس جمهوری اسبق تاجیکستان به من گفت «اگر روزی نامزد ریاست جمهوری ما شود من خود آواز خویش بدو خواهم داد… یعنی رأیم را به او میدهم»، یکبار دیگر بر بلندای شب سرد لندنی، فراتر از فتوای ممنوعههای نایب امام زمان (اولی و همین دوّمی) پ رواز کرد. رژیم جهل و جور و فساد گمان میکرد میتواند چشمههای سرشار نور و عشق و آواز و ترانه و شعر را بخشکاند. اهل ولایت تزویر و فریب، میپنداشتند اگر وازه ممنوعه را بر بلندای صدای «مرضیه» بچسبانند، کودکان و نوادگان انقلاب از یاد خواهند برد آن جاودانه صدا را که وقتی میخواند «دیدی که رسوا شد دلم» تجلی عشق را در زیباترین منظرش در دلهای ما مینشاند، سیدعلی آقا که روزگاری صدای «دلکش» جانش را میلرزاند، گمان میبرد وقتی بر تخت سلطنت ظلم بنشیند میتواند زن آواز طلائی را به سکوت وا دارد. اما دیدیم که شکسته و خسته آمد و بار دیگر دلهای ما را لرزاند. چنانکه «الهه» چنین بود و روز مرگش آن هزاران چشم گریان، که بدرقهاش میکردند، همانها که بر سفر ابدی پرویز یاحقی گریستند، عماد رام را، مهستی را، سوسن را، آغاسی را، عبادی را و شاملو را، آتشی را، و فردین را و… با یادها و خاطرههاشان عزیز میدارند، در سوگشان گریستهاند و نام و حضورشان را نسل به نسل حفظ کرده و میکنند، هرگز نخواهند گذاشت پر پرواز گوگوش بشکند. پری بانوی ما با نیم قرن حضور سرشار از سرود و ترانه و زندگی، در پایان شب ترانهاش، آنگاه که خواند «وطن یعنی خلیج فارس» و پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان را بالا گرفت، صدها صد انسان را یادآور شد که ایران هرگز نخواهد مرد
December 20th, 2008 at 3:19 pm
گوگوش عزیز ما هر کاری که می کند مورد تقلید قرار میگیرد
یکی از خوانندگان که مرتبا از این تلویزیون به آن تلویزیون میرود دیشب در یکی دیگر از تلویزیونها حاضر بود و که بله من از سه سالگی در تاتر سپاهان با ارحام صدر بازی میکردم
من باید بعرض محترم آنها برسانم گوگوش از کودکی خود هیچ نمی گوید بلکه پدران ومادران ما هستند که از دوران کودکی او و هنر او خاطرات فراوان برای ما تعریف می کنندولی چیزی از کودکی آنها نمیدانند
آنها باید تاکنون آموخته باشند که هرچه قدر عکس زیر بغل بگیرند به تلویزیونها ببرند باز هم با گوگوش فرسنگها فاصله دارن
گوگوش یک استثنایی است در تاریخ هنری ایران زمین که دیگر به مانند او نخواهد آمد
December 20th, 2008 at 7:52 pm
بانوی زیبا ما
من از راه دور و با قلبی نزدیک تر از تاز مو بر جلوی پای محبوب ترین و زیبا ترین بانوی ایرانی سجده و پای هایش را در طولانی ترین شب عاقان بانوی تک ستاره سرزمینم غرق بوسه می کنم
و خدا خودم را سپاس می گویم
که قادرم زیباترین صدای زن ایرانی را بشنوم
و او که عزیز تر از جانم هست رو ببینم
و خدا را شکر می کنم که شب یلدا را با و خانواده 70 میلیونی اش همه بام در کنار هم سپری می کنم
بانوی آسمانی ما
شما تنها نیستید
بیش از 70 ملیون قلب عاشق برای شما خواهر خوب ما
فرزند آسمانی پدران و مادران ما
و زیباترین مادربزرگ نصل مایا و دارا می تپه
شب یلدا بر بانوی همیشه بهارمان مبارک باد
December 20th, 2008 at 8:03 pm
نوشته اسنا عزیز من رو بیاد مادر بزرگم انداخت
هردفه که همراه من از کار های تک گوگوش زیبا می دیدیدند
می گفتند: بله اون موقع ها که میرفتیم برنامه اقای صابری
همیشه همه بی صبرانه سراغ گوگوش رو می گرفتند
پرسنل هم با لحن شیرین و دوست داشتنی جواب مبدادند: بله خانم
گوگوش پشت سن خوابش برده
یا می گفتند
همین جاست داره مشقاشو می نویسه
الاهیییییییییییییی من قربون اون دست های ظریف و معصوم اش بشم
December 20th, 2008 at 8:22 pm
با سلامی گرم در صبح سرد یکشنبه اول دیماه از تهران خدمت نازنین بانو گوگوش
افسانه جون لطف کردی و ممنون برای ارسال این متن سزاوار گوگوش عزیز از دکتر نوریزاده
هم غمگین بود / هم هیجان انگیز و شاد
به هر حال از خوندنش غرق در لئت شدم
December 20th, 2008 at 8:26 pm
Hppy Yalda to my Beautiful Angel
and all her Fans
http://www.youtube.com/watch?v=IIBsKtYoQAA
December 20th, 2008 at 10:16 pm
گوگوش عزیزم خوشحالم که روح بزرگ و مهربانت همان است که من همیشه در فکرم داشتم..ولی تو از همه قایمش میکردی…هنر تو و اینکه بزرگترین هنر مند ایرانی را همه میدانند.. و بدان معترفند… ولی این همه احساس پاک زلال…. هر روز عاشقانه تر دوستت داریم
شب یلداییت مبارک و گرمای دلت گرمای تابستان…اخ که چه کوهی پشت تو بانوی بی بدیل اواز دخت ایران زمین ایستاده….دوستت داریم برای همیشه
December 21st, 2008 at 4:08 am
با درود به بزرگ با نوی ایران زمین
مرسی افسانه عزیز نوشته های آقای دکتر نوری زاده
مرا به یک عالم دیگری برد
به قول زری جون هم غمگین بود وهم شیرین
مرا بیاد 22 سال بی خبری از گوگوشمان انداخت و چقدر تلخ بود اون بیخبری
و مرا بیاد ایران قبل از انقلاب انداخت که چقدر شیرین بود چه خاطرات زیبایی که از گوگوش حیف و صد هزار حیف که با از بین رفتن آرشیو رادیو تلویزیون زیبا ترین
برنامه های گوگوش نازنین از دسترس خارج شد که اگر بود وای که چقدر دیدنی و شنیدنی بود
یکایک برنامه های رادیویی و تلویزیونی اورا بیاد دارم از برنامه هنر برای مردم گرفته تا شو یک دوسه که مجریان او علی تابش و منوچهر نوذری بودند یادمه که گوگوش کامبیز را 8 ماهه بار دار بود که در این برنامه شرکت کرد و چه ها کرد با آن رقص های زیبا همه را نگران کرده بود که نکنه بچه همین الان بدنیا بیاید و علی نظری هم در این برنامه شرکت داشت که اتفاقا در مسابقه یک کالسکه برد که یادم میاد تقدیم به گوگوش کرد آن زمان من کلاس ادوم دبستان بودم باورم نمیشه فکر می کنم همین چند روز پیش بود
دلم برای اون روزا لک زده اون روزهایی که دیگر تکرار نمیشود
افسوس افسوس افسوس
December 21st, 2008 at 5:34 am
شب یلدا و بازار تعریف کردن خایره ها گرم
من هم یاد خاطره ای از گوگوش افتادم که براتون تعریف می کنم
یادم میاد تابستانی بود که من کلاس چهارم ابتدایی را به پایان رسانده بودم
و پدر ومادرم تصمیم گرفتند که برای چند روزی به مشهد برویم وقرار بود
پنبجشنبه همان هفته گوگوش در شو فریدون فرخ زاد شرکت بکند به پدرم گفتم این هفته نریم
هفته دیگر برویم من می خواهم گوگوش ببینم که پدرم گفت اطاقی می گیریم که در آن تلویزیون باشد
و راهی شدیم ورفتیم مشهد و اطاقی گرفتند که تلویزیون نداشت ولی گفتند تا پنجشنبه یک فکری می کنند
و روز پنجشنبه فرا رسید واز تلویزیون خبری نشد ومن شروع کردم به گریه وزاری کردن که یااله خودتون گفتید
تلویزیون میگیرید من باید گوگوشو ببینم که البته به خاطر این کارها کتک هم کم نخوردم خلاصه بقدری گریه کردم
تا نیم ساعت مانده به برنامه پدرم مجبور شد مرا به خیابان ببرد و یادم میاید که یک مغازه که تعمیر کار تلویزیون بود باز بود و یک
تلویزیون هم در مغازه اش روشن و پدرم از صاحب مغازه درخواست کرد که من در مغازه او این برنامه رو ببینم
و صاحب مغازه هم با کمال میل قبول کرد ویادم میاد که فریدون فرخ زاد وقتی که گوگوش در کنارش ایستاده بود
گفت تا به حال هیچ کس حریف زبان من نشده ولی من حریف زبون گوگوش نمی شوم این یک خاطره از من که نه تنها
از یادخودم بلکه از یاد پدر ومادرم هم هیچگاه نرفت
December 21st, 2008 at 8:31 am
Baraye to man che asheghaneeee mimirammmmmmmm
December 21st, 2008 at 1:58 pm
خاطره اولین دیدارحضوری من با گوگوش
کلاس هفتم دبیرستان بودم و یک روز سه شنبه گوگوش در
انجمن دوشیزگان و بانوانان برنامه داشت و ما از یک هفته قبل
بلیط تهیه کرده بودیم وبیصرانه در انتظار روز سه سشنبه
در روز موعود نمی دانید باچه شوروحالی به آنجا رفتیم و آنجا
مملو اززنان ودختران بود و کسانی که قبلا هم به آنجا آمده بودند می گفتند
تعداد این همه جمعییت بسابقه میباشد
خلاصه گوگوش بروی سن آمد وزنان ودختران برایش چه کردند بماند
گوگوش بلوز چسبانی به رنگ مشکی که ستاره های سفید روی آن داشت وl
شلوار مشکی به تن داشت آن زمان گوگوش موهای بلند صاف ومشکی داشت
ولی آن روز از کلاه گیسی استفاده کرده بود که آن زمان به مدل موی فرانسوی معروف بود
گوگوش بقدری زیبا بود که که آدم دلش می خواست ساعتها بنشیند ونگاهش کند صورتش مثل
گل شاداب وزیبا و دوست داشتنی آن زمان سه تا دختر که فکر میکنم ایتالیایی یا فرانسوی بودن
گوگوش را همراهی میکردند که آنها بلوزسفید با دامنی کوتاه سفید بتن داشتن تمامی ترانه هایی
که آن روز خواند رو بیاد دارم سکه خورشید – بین ما هر چی بوده تموم شده – یادم باشه یادت باشه
گل پشت رو نداره – کی میدونه چی پیش میاد – گل و گلدون – ستاره آی ستاره – دیگه اشکم واسه من ناز میکنه
دیگه نمی گم دوستت دارم چند ترانه خارجی ترانه وقتی داری می خندی که خود این ترانه اجرایش
کلی طول کشید چون آن قسمت هه هه هو هو را گوگوش از تماشاگران می خواست بگویند وهر چه که
میگفتند گوگوش با یک حرکات بسیار شیرین و دلنشین قبول نمی کرد میگفت دوباره و چقدر حیف که
آن زمان متداول نبود که دوربین فیلم برداری داشته باشیم وگرنه چه صحنه های زیبایی را می توانستم
ضبط نمایم و الان چقدر دیدنی و لذت بخش بود
وحال که به روزهای خوب گذشته فکر می کنم بغض گلویم را میفشارد…..
وافسوس می خورم که از کجا به کجا رسیدیم …….
December 21st, 2008 at 8:55 pm
از برنامه و تلویزیون گفتید
یادم یک عصر تابستون گرم که بیشتر تهرانی ها در بابل سر تعطیلات رو لب دریا و عصر ها مشغول دوچرخه سواری و یا درکازینو سرباز کنار صاحل دوره هم جمع بودند
ناگهان گوگوش با یک پیراهن سفید بالند نخی
آستین کوتاه بسیار شیک با مدل متفاوت تر از همیشه
با تور سفیدی که هم دوره یقه و هم دوره آستینش بود با موهای خیلی خیلی کوتاه شروع به خوندن کرد
بلافاصلی تا جا ای که چشم کار می کرد ملت به دوره کازینو جمع شدند
مسول کازینو برای این که بازی کنان کازینو به سره بازیهاشون برگردند تلویزیون رو خاموش کرد
و اینجا بود که همه باهم جیغ زدند: ای بابا آقا بعد از این همه انتظار بالاخره گوگوش آمده
حالا شما خاموس می کنی!!!!!!!؟؟؟؟
مسول کازینو که بعد جوری ترسیده بود بدون هیچ معطلی دوباره تلویریون رو روشن کرد
بازهم همه باهم یه جیغ بلند کشیدند
December 21st, 2008 at 10:49 pm
سلام به پری بانوی ایران زمین
روزانه چندین بار به خانه گوگوش عزیزمان سر میزنم
وهر بار تمامی نوشته را می خوانم وسیراب نمیشوم
گوگوش عزیز همچنان که خودت بهترینی بهترین و وفادار تریرین طرفداران دنیا را هم داری
December 22nd, 2008 at 2:14 am
سلام بر زیبا ستاره ایران
چه خاطرات جالبی خیلی خوبه که خاطراتتان را بنویسید برای ما که قبل از انقلاب نبودیم خیلی جالبه خواندش
December 22nd, 2008 at 2:52 am
سلام و درود بی پایان به گوگوش عزیزم
قبل از هرچیز خیلی خوشحالم که گوگوش نازنین سلامتی خود را بدست آوده اند واز این بابت خداوند را شکر گزار
من تازه از وجود این وبلاگ با خبر شده وتمامی کامنت ها را خواندم
وهر چه گفتنی بود قبلا دوستان گفته اند و خیلی خوبه که امی بینم اکثرا با هم هم عقیده
میباشند
و از اینکه متوجه شدم که کارهای جدید با همکاران جدید در دست اجرا دارید بینهایت خوشحالم ومنتظر شنیدن آنها
گوگوش عزیز اگر بیاد داشته باشید شما برای البوم اخرین خبر یک مصاحبه با شرکت کلکتس
دادید واظهار داشتید که چون 20 سال نخوانده اید می خواهید جبران نمایید
آیا فکر نمی کنید که به آن عمل نکرده وخیلی هم کم کار در زمینه خواندن ترانه های
جدید بوده اید؟
امید دارم از این پس شاهد ترانه های بیشتری از شما با آهنگسازان وترانه سرایان مختلف باشیم
December 22nd, 2008 at 3:38 am
نازنینم سلام
آنقدر دوستت دارم که هر دفعه به اینجا سر می زنم عین یک آدم بی سواد نمی تونم کلمه ها رو جور کنم و چیزی بنویسم.
اما امروز صادقانه می گویم دوستت دارم ،شاید حرفی تکراری باشدا ما مفهومش همیشه تازه است.
امروز آمده ام بگویم که بسیار خوشحالم.گوگوشی که امروز چنین کلام شیوایی را به نثر می کشد همان نازنینی است که من ندیده در پس پرده نگاهش همه عشقش را خواندم.همان نازنینی که همیشه و همیشه
حا می اش بوده و خواهم بود.
آری گوگوش امروز من همان شاه ماهی آشنای خودمان است.
گذشته ی پر هنر عشق تو تکرار می طلبد.کافی است تو خود را تکرار کنی ،ما باز هم عاشقت می شویم.
این چند بیت را به شاه ماهی همیشگیم تقدیم می کنم:
عزیز پر طراوتم تو ای همیشه عادتم
زخمی بی تو بودنم تویی روای حاجتم
ندیده دل به جز تو کس نباشدم بی تو نفس
قبله ی من نگاه توست کعبه ی من تویی و بس
بود و نبود من شما سایه ی روح من شما
خالق عشق در منی عاشقم عاشق شما
می بوسمت،الی
December 22nd, 2008 at 5:25 am
با سلام
گوگوش عزیز من چند وقتیه این وب را راه انداختم اگه ممکنه دیدن کنید و نظرتونو بدین
مرسی
http://pooryabest.blogfa.com/
December 22nd, 2008 at 8:54 am
سلام به گل همیشه بهار گوگوش عزیز
سایت طرفداران گوگوش اعلام کرده بود موزیک ویدئو جدید گوگوش در شب یلدا از تلویزیون ها پخش میشود ومن تاصبح بیدار نشستم و یکسر کانالهارا عوض میکردم به امید دیدن آن ولی متاسفانه پخش نگردید از شما تقاضا دارم زمان پخش آن را اعلام نمایید
December 22nd, 2008 at 9:43 am
من فرزانه 19 ساله ساکن رامسر
تنها سرگرمی من اینه که در اوقات بیکاری کنار ساحل دریا بنشینم و به ترانه های زیبای گوگوش گوش بدهم بخصوص ترانه های قدیمی وعاشق ترانه دیگه گریه دل وا نمی کنه و قصه دوماهی هستم
و امروز متوجه این سایت شدم وچقدر زیباست چه خاطرات جالبی
خوش بحالتون چه روزای خوبی را پشت سر گذاشتید
نوبت ما که شد آسمان تپید
December 22nd, 2008 at 9:58 am
سلام
گوگوش عزيزم … بي نهايت دوستت دارم و خواهم داشت همه ي پيامن هايي كه برايت گذاشتند را خواندم .. اشكهايم سرازير شد … چرا من نبودم ؟ انموقع كه هميشه در تلويزيون ها و راديو ها بودي … من كجا بودم … من ازت ممنونم كه كه اين بلاگ را راه اندازي كردي الان بيشتر از همه وقت به تو نزديكم.با اينكه افسوس گذشته ميخورم كه نبودم ولي باز خوشحالم كه الان هستم و با تمام وجود ميخواهم بلندترين پرواز هايت را ببينم .. گوگوش من بخوان بهترين ها را بخوان … مردم از تو گوگوش را ميخواهند گوگوش بزرگ كه هر كاري كه ميكند بزرگ است … بهترين كارها را انجام بده كه فرقت با ديگران را به رخ بكشي … همه ميدانند بزرگي ولي ادامه بده و ارتفاع كوه تفاوتت را به آسمانها برسان …گوگوش دوستت دارم …
ما همه شب يلدا با تو بوديم …. همه به يادت همه عاشقت …. نه تو تنها نيستي ……………..
December 22nd, 2008 at 10:18 am
برايت فالي گرفتم در شب يلدا كه مينويسمش
راهي است راه عشق كه هيچش كناره نيست
آنجا جز آنكه جان بسپــــــــارند چــــــاره نيست
هر دم كه دل به عشق دهــي خوش دمي بود
در راه عشق حاجــــــــت هيچ استخاره نيست
فرصت شمر طريقه رندي كه اين نشان
چون راه گنج بر همه كس آشكاره نيست
ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
او را به چشم پاک توان دید چون هلال
هر دیده جای جلوهی آن ماهپاره نیست
از چشم خود بپرس كه ما را كه ميكشد
جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست
نگرفت در تو گریهی حافظ به هیچ رو
حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست
در مسير پيشرفت قرار گرفته اي در كارت درنگ مكن و ترديد به خود راه مده.. در انتخاب دوستانت دقت كن چون عده اي ميخواهند به نزديك شده و از تو سوء استفاده كنند
December 22nd, 2008 at 10:20 am
درود بر گوگوش نازنین
نوشته های زیبایت به راستی قابل ستایش اند
گوگوش عزیز، آیا به همکاری با آقای سیاوش قمیشی -به عنوان آهنگساز- فکر کرده اید؟
…یا خواندن یک ترانه از آقای یغما گلرویی برای ایجاد تنوع بیشتر در یک آلبوم
December 22nd, 2008 at 1:22 pm
ضمن سلام خدمت گوگوش عزیز
نسرین جون خاطره شما برای من بسییار جالب بود چون دقیقا برای من هم همین اتفاق افتاد
اول دبیرستان بودم و اول باری که گوگوشمو از نزدیک دیدم در انحمن دوشیزگان و بانوان بود
زمستان بود زمستان سالی که گوگوش بعد از موفثییت در فستیوال میدم کان از فرانسه باز گشته بود
و یک هفته بعد در انجمن برنامه داشت میخواستم گوگوشو ببینم برای اولین بار . شما متونین هیجان
منو حس کنین !! ط÷ش قلب من به حدی بود که صداشو می شنیدم وازارم میداد . به هر حال در سالن جمییت
موج میزد و خارج از ظرفییت سالن امده بودند چون گوگوش برنامه داشت . چی بگم از اون لحظه ای که امد روی صحنه !!!! مامانی و ملوس موهای بلند و مشکی شو محکم ÷شت سرش به صورت گل جمع کرده بود . بلوز مخمل بنفش با شلوار برمودا قهوای و چکمه جیر قهوای و جمییت چه کردند فریاد میزدند بضیها گریه میکردند . یا د مه چون تازه از سفر برگشته بود وکار زیاد بود چهار ترانه بیشتر نخوند سکه خورشید / یادم باشه یادت باشه / قصه دو ماهی و قصه بره و گرگ . نازنین ما اون شب امده بود تا از طرفدارانش به دلیل شادی بی اندازه انها از موفقییت او و اول شدنش در فستیوال کن هم تشکر وقدر دانی کنه و هم دیداری داشته باشه چون به دلیل سفر همه دلتنگش بودند واون شب من با چه حس و حالی به منزل برگشتم و روزها در رویای دیدار او در ذبیرستان که نه ذر رویاها بودم و روی ابرها !!!! فقط خدا میداند و بس
گوگوش جون مرسی برای خاطرات خوب
و به اندازه دنیا مرسی که این خونه قشنگ رو برای ما ساختی
تا دور هم باشیم به عشق تو
خذاوند حافظ تو عزیز
December 22nd, 2008 at 9:43 pm
یک ایران و یک گوگوش
گوگوش پدیده دنیای هنر ایران زمین بوده و دیگر تکراری نخواهد داشت
گوگوش دختر ایران تنها نام شناخته شده در بین تمامی طبقات
عضو عزیز خانواده ایران
وچه زیبا گفته دکتر نوری زاده در باره او
و هنوز یک دنیا حرفهای نگفته است در باره او
اویی که از کودکی فاتح قلو ب ملت ایران گردید
December 22nd, 2008 at 10:00 pm
تو رو به خدا بگین ای نازنین..موزیک ویدئوی جدید کی پخش میشه..دیگه تحمل نداریم. امیدوارم ظرف یکی دو روز اینده باشد و اما…عید ایا عزیز دلمان را در دوبی میبینیم؟همکاران جدیدتان البوم جدیدتان..همه و همه از شما اخبار می خواهیم گل من
تو رو به خدا از کنسرتهاتون و اجرای زیبای زندتون واسه ما پخش کنید
……………. چرا مدلی اینتر نشنال که واقعا زیباست ویدئو نشد ما اجرای زنده انرا در کنسرتهایتان شنیده ایم که گاهی تکه ای عربی هم به ان میفزایید…..ای نابغه هنر ایران ما تشنه دیدارت هستی
منو می بخشی که اینقدر پر رو و بی پروا مینویسم و سوال میکنم ولی دیگر تحمل ندارممممم
December 22nd, 2008 at 11:05 pm
درود برهنرمند بزرگ کشورم
گوگوش عزیز من پوریا امینی ساکن اصفهان و 30 ساله میباشم
وبینهایت به شما علاقه دارم وبه این جهت وبلاگی درست کرده ام
که به آن عشق میورزم چرا که آنجا متغلق به بزرگ بانوی کشورم و
عاشقان او میباشد
و بزرگترین آرزویم این میباشد که شما منت برسر من گذاشته ویک
سری به وبلاگ من بزنید و چند کلمه ای برایم بیاد گار بگذارید
بیصبرانه منتظرم گوگوش عزیز ای یگانه دختر ایران زمینم
آدرس وبلاگ
http://pooryabest.blgfa.com/
December 23rd, 2008 at 12:03 am
بادرود
من عاشق هنر وهنرمند میباشم
وهراز گاهی به سایت هنرمندان نامی کشورم سرک می کشم
وجدیدا از این سایت با خبر گشتم و با اجازه از گوگوش عزیز به اینجا امدم
وحیفم آمد نظر خود را بیان نکنم
بقدری تحت تاثیر قرار گرفتم که نهایت ندارد وقتی نوشته های طرفداران را می خواندم حس آنها را در موقع نوشتن مطلبشان احساس می کردم و بار بارها خواندم وغرق لذت گشتم از این همه عشق پاک و خالصانه که این روزا خیلی نایاب گشته
خیلی به دلم نشست خیلی زیاد
وبی جهت نیست که می گویند هر آنجه از دل بر آید بر دل نشیند
و تبریکی دارم به خانم گوگوش که داری یک وبلاگ بسیار ساده ولی یک دنیا عشق وصمییت واحساس میباشند
December 23rd, 2008 at 12:46 am
گرم ترین سلامها به گوگوش عزیز تر از جان دراین روز سرد زمستان
خوشحالم که هر روز که به اینجا میایم می بینم تمامی دوستان هم حضور دارند
فقط چند روزی است که سولماز نیست
سولماز جان کجایی در شب یلدا هم غایب بودی
کامنتت رو در قسمت به من رخصت بده خواندم کامنت شماره 23 وچه زیبا همه چیز را بیان کرده بودی
December 23rd, 2008 at 1:23 am
به گوگوش نازنین و دوستان عزیز گوگوشی سلام میگویم. من هرروز چند مرتبه به این خانه زیبا سر میزنم و پیام های عشق آمیز را میخوانم. انقدر همه زیبا مینویسند و عشق و امید میدهند که فکر میکنم من کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم و از این همه عشق و محبت به گوگوش نازنین انرژی بگیرم. واقعا چه جای ناراحتی و نگرانی از وجود شبکور های سیاه دل است وقتی که اینهمه ستاره به گرد ماه مجلس ما جمع شده اند؟ وقتی که من میبینم که حتی در محل کار من،همکارانم بعد از آگاه شدن از وبلاگ رسمی گوگوش، برای نوشتن کامنت صف میکشند انرژی میگیرم. کسانی که حتی طرفدار جدی و همیشگی گوگوش نازنین نیستند و فقط با ترانه هایش دلخوشند هم وقتی خبر وبلاگ گوگوش را میشنوند دوست دارند که پیامی از سر مهر و محبت به پیامهای اینجا اضافه کنند. زنده و پاینده باشی گوگوش نازنین و سرشار از عشق و امید تا همیشه.
December 23rd, 2008 at 1:26 am
che khaterate shirin o delneshiniiiii
hezaran bar bayad khand,zibayi haye shah mahi ra az dirooz
ta be emruzz nazare kard…har bar zibatar o behtar o bozorgtar
az bare ghablllll….
ba inke dar aan rooz ha nabudammm ama Barayam ashena
hastanddd va bozorgiash ra Hata ba nabudanam be khubiii
ehsas mikonam…….
December 23rd, 2008 at 2:07 am
با عرض پوشش بسیار
پوریا امینی هستم و در کامنت شماره 55 در نوشتن آدرس وبلاگم دچار اشتباه گردیدم که در ذیل
تصحیح می نمایم
گوگوش جان بیصرانه منظرت هستم حتما بیا تا و محفل مرا نور افشانی کن
آدرس وبلاگ
http://pooryabest.blogfa.com
December 23rd, 2008 at 3:23 am
گوگوش جونم خيلي دوست دارم با آهنگات ديونه ميشم من 19 سالمه از اصفهانم خيليم ديونتم
December 23rd, 2008 at 3:36 am
سايتهايي واسه گوگوش جونم
1-www.faeghehatashin.IR
2-www.Googoosh.IN
email:Googoosh@faeghehatashin.IR
December 23rd, 2008 at 3:42 am
اين لينكم تقديم به گوگوش وتمام طرفداراي اون (اختصاصي سايت ايراني گوگوش به اسم خودش)
http://www.faeghehatashin.ir/GoogooshCover.jpg
اينم آهنگ ديونه كنندهي گوگوش در سايت
http://www.faeghehatashin.ir/MusicCover.mp3
December 23rd, 2008 at 4:28 am
سلام به گوگوش عزیز و دوستان و یاران با وفای او. بی طبرانه منتظر شاهد پخش ویدیوی جدید ایشان هستیم . ای کاش این ترانه مثل ترانه های آلبوم منیفست نباشد که این صبوری بیفایده باشد .
December 23rd, 2008 at 6:47 am
سلام به شاه ماهی هنر ایران گوگوش
من یک دختر 17 ساله میباشم که خیلی خیلی به صدای شما وهنر شما علاقه دارم من با تمامی ترانه های قدیمی شما زندگی می کنم شادیم با ترانه ججمک برگ خزون شما و غمهایم با ترانه دوپنجره دوماهی همخونه و…… سپری میشود
ولی ترانه های جدیتان البته بسیا زیباهستند ولی آن حس ترانه های قدیم را برای من ندارد ومن این را قبول ندارم که می گویند علت علاقه مردم به ترانه های قدیمی شما خاطره میباشد
چون خودم هیچ خاطره ای از گذشته شما ندارم چون چندین سال بعداز انقلاب به دنیا امده ام
من فکر می کنم ترانه ها بسیار زیبا میباشد که صد البته با صدای شما به زیبایی آن اضافه شده واین را هم خوب میدانم که در غیاب شما هیچ کس دیگری نمی توانند آن ترانه ها را به زیبایی شما اجرا نماید و البته بهتر است روراست بگویم قدرت خواندن ترانه های آن جوری را ندارند و لذا از شما تقاضا دارم در آلبوم هایتان دوسه تا ترانه هم برای دل ما جوانان بخوانید
گوگوش جان انسانها هم روز شاد دارند وهم غمیگین همیشه ترانه های شاد بد نمیباشد همچنان که ترانه های شادی که در گذشته توسط شما خوانده شده بسیار زیبا هستند وهنوز هم از شینیدنش غرق در لذت میشویم برایمان شاد هم بخوان دلمان نمی خواهد گوگوش فقط برای غمهایمان ترانه بخواند دوست داریم در شادیهایمان هم او را شریک کینم
ودر پایان بی نهایت پوزش می خواهم که در برابر با نوی گرامی ایران زمین جسارت به خرج داده وابراز نظر کردم
December 23rd, 2008 at 1:43 pm
googoosh nazanin azat ye khaheshii darammmmm…
na man balke hezaran javane irani
toro be jone aziz tarin navat to ro be khoda nazdikiyaye iran concert bezar mesle lasvegas barnameye ax o amza bezarr
midonam sakhte valii ma arezooto darimm
ma be andazeye kafi dakhele keshvar khafe shodim
to be dardemon beresssss
na tanha man balke hezaran hezar nafar dar dakhel arezoshon hamine ke toro bebinan o be arezoshon bersan
be in fekr bash nazaninam…
hich chiz joz shenidam didan va ehsase to nemitone maro arom kone……………………..
Tx
Alireza..HPF